تالیف: سید ابوالحسن ندوی
غزوہ تبوک
رجب سال نهم هجرت
تأثیرات روانی جنگ تبوک و عوامل آن
غزوه «تبوک» مانند فتح مکه، در دلهای دشمنان اسلام رعب انداخت و از دیدگان
کسانی که گمان می کردند چراغ اسلام پس از روشن شدن رو به خاموشی می گراید و
همچون ابر تابستانی بزودی زایل و دور می شود، پرده برداشت.
زیرا این غزوه، رویارویی با بزرگترین دولت و ابر قدرت آن روز بود که در نظر عرب ها بسیار شکوه و هیبت داشت.
وقتی ابوسفیان توجه و اهتمام هرقل ( امپراطور روم ) را نسبت به نامه رسول الله-صلی الله علیه و سلم- که با دحیه کلبی فرستاده بود، مشاهده کرد؛ و گفتار او را شنید، همان وقت گفت: به راستی که کار فرزند ابوکبشه به جایی رسیده است که پادشاه رومیان از او میترسد، ابوسفیان میگوید: من از آن روز پیوسته در این یقین بودم که حضرت محمد -صلی الله علیه و سلم-پیروز خواهد شد تا اینکه خداوند اسلام را به قلب من راه داد.
عرب ها اصلاً در خواب و خیال هم نمی پنداشتند که کسی بتواند علیه «روم» بجنگد و علیه آنها لشکر کشی نماید بلکه آنها میترسیدند مبادا رومی ها به منطقه شان بیایند و با آنها بجنگند؛ آنها خود را خیلی کوچک تر از آن می پنداشتند که علیه «روم» وارد جنگ شوند.
بیم و رعب رومی ها چنان در اذهان مردم جای گرفته بود که هرگاه حادثه ای رخ می داد و خطری ناگهانی پیش می آمد، ذهن شان به تهاجم «غسان» منتقل می شد، «غسان» دست نشانده و پیرو قیصر روم بود.