فهرست بستن

حقوق بشر

نویسنده: نهضت
مبانی حقوق بشر غربی
ادامه:
‌انسان‌محوری

تحول تاریخی انسان‌محوری: در دوران قرون وسطی (قرن ۵ تا ۱۵ میلادی)، جهان‌بینی غرب تحت سلطه مسیحیت بود و خدامحوری به عنوان اصل اصلی حاکم بود. در این دوره، انسان به عنوان موجودی وابسته به خدا و در خدمت خدا تعریف می‌شد. کلیسا مرکز تعیین ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی بود، و عقل و اراده انسان تحت الشعاع ایمان و تعالیم مذهبی کلیسا قرار داشت. با این حال، با آغاز دوران روشنگری (قرن ۱۷ و ۱۸ میلادی)، تحولی اساسی در جهان‌بینی غرب رخ داد. فیلسوفانی مانند رنه دکارت، ایمانوئل کانت، ژان‌ژاک روسو و غیره انسان را به عنوان موجودی مستقل و دارای عقل و اراده معرفی کردند. دکارت با جمله معروف «من می‌اندیشم، پس هستم») دکارت، 1391: 41). انسان را به عنوان موجودی مستقل و خودآگاه معرفی کرد. کانت نیز با تأکید بر کرامت ذاتی انسان، استدلال کرد که انسان‌ها به دلیل برخورداری از عقل و اراده آزاد، ذاتاً دارای ارزش و احترام هستند. روسو در کتاب «قرارداد اجتماعی» بر آزادی و برابری انسان‌ها تأکید کرد و بیان داشت که انسان‌ها به طور طبیعی آزاد و برابر هستند. این تغییر نگرش، انسان را به عنوان محور اصلی جهان‌بینی و ارزش‌ها مطرح کرد و پایه‌های انسان‌محوری را تقویت نمود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *