نویسنده: نهضت
مبانی حقوق بشر غربی
ادامه:
فردگرایی
فردگرایی یکی از بنیادها و مؤلفه های اصلی مدرنیسم و به تعبیری از مهم ترین شالوده های فکری دنیای جدید در عرصه های متخلف (فلسفی، علمی، سیاسی، اجتماعی و اخلاقی) غرب محسوب میشود. فردگرای و یا اصالت فرد به دیدگاهی گفته می شود که فرد را واقعی تر و بنیادی تر و مقدم تر بر جامعه و نهادها و ساختارهای آن تلقی می کند. به عبارتی این دیدگاه امیال و اهداف و ارزش های اخلاقی و حقوقی بالاتری برای فرد نسبت به جامع قایل است و کامیابی فرد را از هر لحاظ مقدم بر جامعه قرار میدهد. چونکه قائلین به این دیدگاه معتقدند که فرد به لحاظ زمانی قبل از جامعه وجود داشته و جامعه چیزی جز جمع اراده تک تک افراد نیست ( مشکات، 1394: 327). به همین دلیل بنیان آزادی در مغرب زمین، عمدتا بر مبنای اصالت فرد بنا نهاده شده است. فردگرایی در واقع گونه و قرائتی از انسان گرایی است که در غرب بر قرائت جمع گارایانه غالب شده است. این فردگرایی نیز به عنوان یکی از مبانی در حقوق بشر غربی نیز مطرح است. این اصل بیان میکند که هر فرد انسانی به عنوان موجودی مستقل و دارای حقوق ذاتی، باید از دخالت دولت و دیگران مصون بماند. یعنی انسانها به عنوان موجوداتی عاقل و آزاد، دارای حقوقی طبیعی هستند که هیچ نهادی، از جمله دولت، نمیتواند آنها را نقض کند. فردگرایی به عنوان بخشی از فلسفه لیبرالیسم، نقش مهمی در شکلگیری نظامهای سیاسی و حقوقی غرب ایفا کرده است.