تألیف: عبدالرحمن حسن حبنکه المیدانی
یهود و گوییم
یهودیان از هزاران سال پیش مردم را به دو گروه تقسیم کرده اند: یهود و گوییم، یعنی امت ها و کلمه ی امی در زبان عربی منسوب به امت است، وامت های غیریهودی در نظر آنان چون چهارپایان و پلیدان و کافران اند و معتقدند که خداوند صورت بشر را به یهودیان بخشیده است چون ذاتاً استحقاقش را داشته اند، و خداوند آنها را تکریم کرده است، اما گوییم یعنی بقیه ی امتهای غیر یهود از گِل دیگر که حیوانیست آفریده شده اند، و نفوسشان نیز پلید و شیطانیست و خداوند آنها را آفریده تا به یهود خدمت کنند، و صورت بشری به آنها داده است نه به این علت که ذاتاً استحقاقش را داشته اند، بلکه به این دلیل که سرورانشان (یهود) به آنها انس بگیرند، و بتوانند به آسانی رامشان کرده و از آنها کار بکشند چون بدون داشتن تشابه ظاهری، تفاهم میان سروران برگزیده و بردگان پست امکان پذیر نیست.
بنابراین، یهودیان طبق اعتقادشان در انسانیت اصل اند و به حکم نژادشان که از نژاد خدامایه می گیرد ،پاک اند. اما غیریهود در اصل نژادشان حیوانی و بدین سبب با داشتن چنین عقیده یی ـ که بر دروغ بسته اند – گناهی بر یهود نیست که دزدی و دروغ و فریب و ستم و غش و ربا خواری و کشتن و ریختن آبروی مردم را با استفاده از هر وسیله ی زشت و پلیدی، در برخورد با ملتهای غیر یهودی، حلال بداند.
چرا این گونه رفتار نکنند؛ در حالی که طبق اعتقادشان فرق نژادی دراصل خلقت این گونه اقتضا کند زیرا ایشان پسران و دوستان خدا بوده، ولی امت های دیگر دشمنان خداهستند و خداوند پسران و دوستانش را به سبب جرایمی که در رفتار با دشمنانش مرتکب شده باشند هرچند هم بزرگ باشد، مؤاخذه نمیکند بلکه اعمالشان را در صحیفه ی خوبی ها و حسنات ثبت می کند آنها پاداش میدهد و غیر از این را از ایشان نمی پذیرد، و آنان را معاف نمی کند، مگر زمانی که مجبور باشند. پس اگر میبینیم که تاریخ، یهود را به دلیل اعتقادات نادرست و برخوردهای اخلاقی ناشایست در رفتار با ملت های دیگر
می کوبد و نکوهش می کند، جای تعجب و شگفتی نیست.