نویسنده: محبوبی
فصل پنجم: کمونیسم
- جریان های کمونیسم
د. جریان مائوئیسم
مائوئیسم به اندیشهها و نظریههای سیاسی مائوتسهتونگ بنیانگذار جمهوری خلق چین اطلاق میشود. مائوئیسم در واقع کوششی بود برای پیوندزدن مارکسیسم لنینیسم به سنتهای چینی. به همین دلیل در چین آن را مارکسیسم -لنینیسم -مائوئیسم مینامیدند. مائوئیسم در واقع ادامه و شکل تکامل یافته ی مارکسیسم -لنینیسم است؛ به این معنی که میراث نظری و عملی خود را به مارکسیسم -لنینیسم میرساند، اما آن را به شیوه های منحصر به فردی توسعه داد که باعث جهش کیفی فراتر از مارکسیسم -لنینیسم شد. برخلاف آنچه بسیاری تصور میکنند، به رسمیت شناختن این پیشرفت در طول زندگی مائو رخ نداد. در طول دهه 70، گروههایی که خود را «مائوئیست» میخواندند، صرفاً با تفسیر مائو از مارکسیسم -لنینیسم موافق بودند و مانند امروز، حول یک درک مشترک از «مائوئیسم» بهعنوان یک مفهوم نظری متحد نشده بودند. این همان چیزی است که به طور کلی به آن اندیشه ی مائوتسه تونگ می گویند، یعنی مارکسیسم -لنینیسم بدون به رسمیت شناختن جهانی بودن مشارکت های مائو. مائوئیسم بهعنوان مرحله بالاتر مارکسیسم -لنینیسم، تا اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990 در پرتو تجربه جنگ مردمی که توسط حزب کمونیست پرو (مسیر درخشان) به راه انداخته بود، نظریهپردازی نشد. این امر باعث شد که جنبش انتر ناسیونالیستی انقلابی که راه درخشان آن نیروی پیشرو بود، مائوئیسم را بهعنوان جدیدترین توسعه مارکسیسم در سال 1993 اعلام کند. از آن زمان به بعد، جهانی بودن مائوئیسم به رسمیت شناخته شد.
از ویژگی های این نوع (مائوئیسم) تفکر کمونیستی که از فلسفه مائو نشئت می گیرد، میتوان به حمایت از کشاورزان اشاره کرد. در مارکسیسم لنینیسم بیشتر کارگران مورد بحث و تمرکز قرار گرفته اند، اما این گونه نیست که کشاورزان و دهقانان حمایت نشوند؛ اما در مائوئیسم دهقانان و کشاورزان بیشتر مورد بحث و توجه قرار گرفته اند. همچنین از دیگر اصول این تفکر میتوان به مسلح کردن و تعلیم دادن فنون نظامی و رزمی به مردم اشاره کرد. مردم را تعلیم نظامی میآموختند به گونه ی که مردم را به نیروهای شبهنظامی و آماده تبدیل کرده که در صورت نبود ارتش رسمی، مردم خود توان مقابله با نیروهای استعماری و بورژوازی را داشته باشند (همان).