تالیف: سید ابوالحسن ندوی
غزوہ تبوک
رجب سال نهم هجرت
بازگشت رسول اکرم-صلی الله علیه و سلم- به مدینه
در «تبوک»، به حضرت رسول اکرم -صلی الله علیه و سلم-: خبر رسید که رومی ها عقب نشینی کرده و از تصمیم تهاجم و تجاوز منصرف شده اند. آن حضرت -صلی الله علیه و سلم-مناسب ندانست که در داخل کشورشان آنها را تعقیب نماید، زیرا هدف تحقق یافته بود.
اکیدر بن عبدالملک کندی مسیحی، امیر منطقه «دومه» بود و پشتیبان بزرگی برای لشکر روم محسوب میشد ارتش روم از ناحیه او آمده بودند. بنابراین رسول -صلی الله علیه و سلم- «خالد بن ولید -رضی الله عنه- را با پانصد نفر اسب سوار، به سوی «اکیدر» اعزام فرمودند. خالد، اکیدر را دستگیر نموده به حضور رسول الله -رضی الله عنه-فرستاد. آن حضرت او را تامین داد و در قبال پرداخت جزیه با او مصالحه نمود، و او را آزاد کرد.
حضرت رسول اکرم -رضی الله عنه- بعد از این که بیش از ده شب در «تبوک» اقامت فرمود، دوباره به «مدینه» بازگشت.
وفات عبدالله ذی البجادين
و دفن او به دست رسول الله
عبدالله ذوالبجادین یکی از اصحاب رسول الله -صلی الله علیه و سلم-بود که در «تبوک» از دنیا رحلت کرد، او با پذیرفتن اسلام رنج ها دیده بود وقتی می خواست اسلام بیاورد، قومش او را منع کردند و روزگار را بر او تنگ نمودند تا جایی که هیچ چیز برای او جز یک لباس مویی خشن (که عربها آن را بجاد می گویند) باقی نگذاشتند. او با همین حال، به سوی رسول الله -صلی الله علیه و سلم-گریخت، در راه لباس را دو قسمت کرد، قسمتی را به کمر بست و قسمت دیگر را بر روی شانه انداخت از این رو به «ذوالبجادین» ملقب گشت.
وقتی از دنیا رحلت کرد، رسول اکرم-صلی الله علیه و سلم- و «ابوبکر» و «عمر» -رضی الله عنهم- در تشییع جنازه وی شرکت کردند چون وقت شب بود از نور مشعل استفاده کردند. وقتی قبرش آماده شد. رسول اکرم -صلی الله علیه و سلم-در قبر او فرو آمدند و حضرت ابوبکر» و حضرت «عمر» -رضی الله عنهم-، جنازه اش را به سوی رسول الله -صلی الله علیه و سلم-دراز میکردند حضرت می فرمود «أدنيا الى أخاكما» برادرتان را به طرف من نزدیک کنید وقتی او را در قبر گذاشتند، آن حضرت -صلی الله علیه و سلم- فرمود:
«اللهم انى امسيت راضياً عنه، فارض عنه»
«بار الها من از وی خشنود شدم تو از وی خشنود باش»
«عبدالله بن مسعود می گوید وقتی این جمله را شنیدم آرزو کردم ای کاش من بجای او در این قبر میبودم.