فهرست بستن

کارنامه ننگین یهود

تألیف: عبدالرحمن حسن حبنکه المیدانی
نیرنگ یهود درباره ی عیسی علیه السلام

خداوند، عیسی علیه السلام ام را در جامعه ی یهود برانگیخت؛ در حالی که به اوج انحراف از شریعت خداوندی رسیده بودندُ شریعتی که بر موسی نازل کرده بود و پیامبران بنی اسراییلی پس از موسی آن را تأکید و تبیین نموده بودند، یهود طبق خواسته های نفسانی شان در دین خدا فساد ایجاد کردند و آن را به بازی گرفتند؛ تا جایی که تحریفات شان اصول شریعت خداوندی و نصوص و شروح و احکامش را شامل می شد.
عیسی علیه السلام بنی اسراییل را بیم داد که به دین خدا برگردند و عبادت را برای او خالص گردانند و آن تحریف و دگرگونی که در شریعتشان وارد کرده بودند، تصحيح کنند و خود عیسی علیه السلام همان طور که خداوند او را مکلف کرده بود، اوامر و نواهی خدا را به آنان ابلاغ میکرد و احکام تشریعی نوینی که بر او نازل شده بودُ به آنان می رسانید. از آن جمله: حلال ساختن بعضی چیزهایی که در شریعت موسی و پیامبران پس از او بر آنان حرام شده بود و احکامی که به سبب ستم شان بر آنان نازل شده بود و حکمت آن تنبیه یهود بود. این چیزیست که خداوند در سوره نساء بیان نموده است :
« فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِهِمْ عَن سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا وَأَخْذِهِمُ الرّبوا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَلَ النَّاسِ بِالْبَنَطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَفِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيما »
« به سبب جور و ستمی که از یهودیان سر زد و به علت این که بسی از راه خدا بازداشتند، چیزهای پاکیزه را که بر آنان حلال بود، حرام کردیم. و به خاطر دریافت ربا، در حالی که از آن نهی شده بودند و به سبب خوردن مال مردم به ناحق و ما برای کافران عذاب دردناکی آماده کرده ایم.»
عيسى علیه السلام با رؤسای یهود به مجادله پرداخت، آنانی که در مفاهیم دینی شان از اصول شریعت خداوندی منحرف شده و در عمل از راه راست کج شده بودند، ولی در ظاهر لباس ریا پوشیده بودند. بنابراین، عیسی علیه السلام با فریسی ها (آنهایی که به منظور عبادت از دیگران بریده بودند) و نویسندگان (آنهایی که پند دهنده بودند، و شریعت را برای هرکسی که خواستار بود می نوشتند) و با کاهنان ( آنهایی که خدمتگزاران هیکل بودند) به مجادله پرداخت. همچنین به جدال با صدوقی ها (فرقه یی از یهود که روز قیامت و مسایل مربوط به آن را از قبیل روز حساب و جزا را انکار میکردند) پرداخت و با دلایل قانع کننده اش، همه ی آنان را ساکت کرد و دلایلش برای همه ی کسانی که با او مجادله می کردند، قانع کننده بود؛ در حالی که حجت های آنان پوچ و بی اساس بود. تنها گروه اندکی، عیسی علیه السلام را تصدیق کردند، بیشترشان او را تکذیب نمودند. ولی عیسی پیوسته آشکارا دعوت میکرد و با کاهنان و کاتبان و فریسی های منحرف مجادله کرده و آنان را به سوی خدا هدایت و به استقامت امرشان میکرد و فاسد بودن روش شان را بیان میفرمود و ریا و پلیدیشان را آشکار می کرد، تا این که از او به ستوه آمدند. در نتیجه بزرگان و دانشمندان یهود جمع شدند وگفتند: ما می ترسیم که عیسی دین مان را تباه کند و مردم از او پیروی کنند، البته منظورشان از دین، همان اباطیلی بود که از خود به شریعت خدا وارد کرده بودند. اینجا بود که رییس کاهنان در آن وقت که قیافا نام داشت، گفت: اگر یک مرد بمیرد، بهتر از آن است همه ی مردم از بین بروند و این فتوای کاهنان یهود بود که کشتن پیامبر خدا عیسی علیه السلام را مباح دانستند و بدین ترتیب، بزرگان و دانشمندان یهود بر کشتن عیسی اتفاق کردند ولی حکم در دست ایشان نبود، بلکه حکم آن زمان در دست دولت روم بود، پس نزد حاکم رومانی در فلسطین به سخن چینی پرداختند و او را بر کشتن عیسی تشویق کردند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *