نویسنده: محبوبی
فصل هفتم: پلورالیزم
- پیشینه پلورالیزم
ادامه:
د. هرمنوتیک مدرن: اندیشمندانی مانند شلایر ماخر بر تجربه دینی و تفسیر متون مقدس تأکید کردند، که این امر به شکلگیری الهیات مدرن کمک کرد.
در جهان اسلام، بحث پلورالیزم دینی بهویژه در چند دهه اخیر، به یکی از موضوعات چالشبرانگیز تبدیل شده است. این بحث تحت تأثیر جریانهای فکری غربی و بهویژه نظریههای جان هیک و دیگر فیلسوفان غربی مطرح شد. بااینحال، برخی از اندیشمندان مسلمان کوشیدهاند تا این ایده را در چارچوب اسلامی بازتعریف کنند و آن را با مبانی دینی اسلام سازگار سازند. یکی از نخستین اندیشمندان که در حوزه اسلامی به این موضوع پرداخت، عبدالکریم سروش، فیلسوف و روشنفکر ایرانی بود. سروش با طرح نظریههایی مانند «قبض و بسط تئوریک شریعت»، بهنوعی به بحث پلورالیزم دینی در اسلام پرداخت. او معتقد بود که فهم دین میتواند متکثر و نسبی باشد و هیچ تفسیر واحدی از دین نمیتواند ادعای انحصار حقیقت را داشته باشد. همچنین، محمد ارکون، اندیشمند الجزایری، با نگاهی انتقادی به سنتهای فکری اسلامی، به طرح دیدگاههایی پرداخت که بهنوعی پلورالیزم دینی نزدیک بود. او بر این باور بود که درک حقیقت دینی میتواند متکثر و نسبی باشد و هر فرد یا گروه میتواند بخشی از حقیقت را درک کند.
بااینحال، این دیدگاهها با مخالفتهایی از سوی برخی علمای جهان اسلام مواجه شدهاند. منتقدان معتقدند که پلورالیزم دینی با اصل توحید و انحصار حقیقت در اسلام در تضاد است و میتواند به تضعیف باورهای اصیل اسلامی منجر شود.
در کل میتوان گفت: پلورالیزم دینی بهعنوان یک نگرش کلامی، ابتدا در جهان مسیحیت و در پاسخ به چالشهای جدیدی مانند مهاجرت و تنوع دینی مطرح شد. اندیشمندانی مانند کارل رانر و جان هیک، با طرح نظریههایی مانند «مسیحیان بینام» و «پلورالیزم دینی»، راه را برای پذیرش کثرتگرایی در الهیات مسیحی هموار کردند. در جهان اسلام نیز، این بحث تحت تأثیر جریانهای فکری غربی مطرح شده و اندیشمندانی مانند عبدالکریم سروش و محمد ارکون کوشیدهاند تا این ایده را در چارچوب اسلامی بازتعریف کنند. بااینحال، این دیدگاهها با مخالفتهایی نیز مواجه شدهاند، چرا که برخی از علمای اسلام، پلورالیزم را با اصل توحید و انحصار حقیقت در اسلام ناسازگار میدانند.