نویسنده: محبوبی
فصل نهم: اومانیزم
۳. اصول اومانیزم
ه. عدم فرجامباوری
اومانیزم، بهویژه در شکل مدرن آن، اغلب با نفی فرجامباوری و زندگی پس از مرگ همراه است. این نگرش، جهان را فاقد هدف و معنا میداند و انسان را بهعنوان موجودی بدون رسالت متعالی معرفی میکند. در این اندیشه، جهان و انسان فاقد اهداف و مقاصد متعالی در نظر گرفته میشوند. این نگرش، اغلب به پوچانگاری و نیهیلیسم منجر میشود. اومانیستهای مدرن بیشتر بر بهبود شرایط زندگی انسان در این جهان تأکید دارند و به زندگی پس از مرگ یا اهداف متعالی بیاعتنا هستند.
و. تکلیفستیزی
اومانیزم، بهویژه در شکل مدرن آن، اغلب با تکلیفستیزی و حقمحوری همراه است. در این نگرش، انسان محق دانسته میشود و تکالیف و مسئولیتهای او نادیده گرفته میشوند. در اومانیزم، حقوق و آزادیهای فردی بر تکالیف و مسئولیتها مقدم شمرده میشوند. از سوی دیگر، تکالیف و وظایف انسان در قبال خدا یا جامعه نادیده گرفته میشوند. این نگرش، انسان را بهعنوان موجودی مستقل و بینیاز از هرگونه تکلیف متعالی معرفی میکند. این نگرش، اغلب به کاهش توجه به اخلاق و معنویت منجر میشود.
درکل مبانی و اصول اومانیزم، شامل انسانمحوری، عقلگرایی، فردگرایی، سکولاریزم، الحادگرایی، عدم فرجامباوری و تکلیفستیزی، هستهی اصلی تفکر اومانیستی را تشکیل میدهند. این مبانی، بهعنوان پایههای فلسفی اومانیزم، در طول تاریخ توسعه یافتهاند و تأثیر عمیقی بر فرهنگ، سیاست و علم گذاشتهاند. هر یک از این مبانی، بهصورت جداگانه و در تعامل با یکدیگر، به شکلگیری جهانبینی اومانیستی کمک کردهاند.