نویسنده: محبوبی
فصل هفتم: پلورالیزم
- انواع پلورالیزم
ب. پلورالیزم سیاسی: پلورالیزم سیاسی به توزیع قدرت میان گروهها و نهادهای مختلف اجتماعی اشاره دارد. این دیدگاه بر این باور است که قدرت نباید در دست یک گروه یا نهاد متمرکز باشد، بلکه باید میان احزاب، گروههای صنعتی، جنبشهای کارگری و دیگر نهادها تقسیم شود.
این نوع پلورالیزم بر این ایده و نظریه استوار است که جامعه از گروهها و نهادهای مختلفی تشکیل شده است که هر یک منافع خاص خود را دارند. توزیع قدرت میان این گروهها میتواند به تعادل و ثبات سیاسی کمک کند. به عبارت دیگر، پلورالیزم سیاسی بهعنوان یکی از اصول بنیادین دموکراسی مدرن مطرح شده است. در کشورهای دموکراتیک مانند آمریکا و بریتانیا، پلورالیزم سیاسی بهعنوان یکی از اصول بنیادین دموکراسی مطرح شده است. در این کشورها، قدرت میان احزاب سیاسی، گروههای صنعتی و نهادهای مدنی تقسیم شده است. برای مثال، در ایالات متحده آمریکا، سیستم فدرالیسم به گونهای طراحی شده است که قدرت میان دولت فدرال و دولتهای ایالتی تقسیم شود. این نوع پلورالیزم بهعنوان راهحلی برای جلوگیری از تمرکز قدرت و استبداد مطرح شده است. همچنین، به تقویت مشارکت سیاسی و افزایش پاسخگویی دولتها کمک میکند. در جوامع چندفرهنگی، پلورالیزم سیاسی بهعنوان راهحلی برای کاهش تنشهای قومی و مذهبی مطرح شده است. پلورالیزم سیاسی در کشورهای که مبنای اومانیستی و انسانمحوری دارد راهکاری خوبی است. اما در کشورهای که مبنای توحیدی دارند پذیرش این امر بهصورت موجبه کلیه مورد قبول نیست. چون که در این کشورها حاکمیت مطلق از آن خدا است و انسانمحوری که در این حوزه مطرح است مبتنی بر حاکمیت مطلقه خداوند میباشد. بر خلاف انسانمحوری که در جهان غربی مطرح میشود که همه چیز در ساختار انسانی معنا پیدا میکند.