فهرست بستن

علل انحطاط؛ چرایی افول تمدن اسلامی

بخش هشتم: تهاجم بیگانگان
نویسنده: محبوبی

تمدن‌ها چون درختان کهنسال، گاه از درون خشک می‌شوند پیش از آنکه طوفانی آنان را از بیخ برکند. تمدن اسلامی نیز چنین سرنوشتی یافت؛ اما این طوفان‌های بیرونی بودند که شاخه‌های خشکیده را شکستند و ریشه‌های سست‌شده را از خاک بیرون کشیدند. هجوم‌های پی‌درپی از شرق و غرب، چنان ضرباتی بر پیکر این تمدن فرود آورد که دیگر مجال بازیافتن نیافت.
نخستین ضربه بزرگ از شرق آمد. مغولان، آن قوم صحراگرد، با تازیانه‌های باد و آتش از دشت‌های آسیای مرکزی برخاستند و به سوی جهان اسلام تاختند. سال ۶۵۶ هجری، سالی است که در حافظه تاریخ ماندگار شد. بغداد، پایتخت خلافت عباسی و نماد شکوه تمدن اسلامی، در آتش و خون فرورفت. کتاب‌های بی‌شمار به آب دجله ریخته شدند و آب رودخانه از مرکب دانش‌وران و خون شهیدان سیاه گشت. بیت‌الحکمه، آن کتابخانه عظیم که قرن‌ها مرکز ترجمه و تولید دانش بود، به ویرانه‌ای تبدیل شد. مغولان نه تنها شهرها را ویران کردند، بلکه اعتماد به نفس یک تمدن را نیز در هم شکستند.
پیش از مغولان، صلیبیان از غرب آمده بودند. جنگ‌های صلیبی اگرچه از نظر نظامی با پیروزی نهایی مسلمانان پایان یافت، اما زخم‌های عمیقی بر پیکر جهان اسلام نشاند. این جنگ‌ها ثابت کرد که اروپای عقب‌مانده، به تدریج در حال بیدار شدن است و روزی توان مقابله با شرق را خواهد یافت. آنچه مهم‌تر بود، تغییر روحیه مسلمانان از اعتماد به نفس به انفعال و دفاع بود. برای قرن‌ها، جهان اسلام قلمرو گسترش اسلام بود؛ پس از جنگ‌های صلیبی، مرزها بسته شد و روحیه جهاد و فتح، جای خود را به محافظه‌کاری داد.
اما آنچه مغولان و صلیبیان ناتمام گذاشتند، استعمار غرب در قرون اخیر به کمال رساند. از سده هجدهم به بعد، موجی دیگر از غرب برخاست. این بار نه با شمشیر و نیزه، بلکه با کشتی‌های جنگی، تفنگ‌های مدرن و سپس قراردادهای استعماری. ناپلئون به مصر آمد و دروازه‌های یک تمدن کهنسال را گشود. انگلیسی‌ها هند را گرفتند و سپس به خلیج فارس رسیدند. فرانسویان شمال آفریقا را بلعیدند. هلندی‌ها اندونزی را مستعمره خود ساختند. هر وجب از زمین‌های اسلامی، میان قدرت‌های اروپایی تقسیم شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *