بخش نهم: غفلت از زمانه
نویسنده: محبوبی
تمدنها چون کشتیهایی در دریای تاریخ هستند؛ اگر ناخدا از جهت بادها و جریانهای تازه بیخبر بماند، کشتی آرامآرام از مسیر اصلی منحرف میشود. تمدن اسلامی نیز که روزگاری پیشتاز دریانوردی در اقیانوس دانش بود، در سدههای میانه و پس از آن، دچار پدیدهای تلخ شد: غفلت از تحولات جهان اطراف. این غفلت، یک شب به وقوع نپیوست و حاصل توطئهای واحد نبود، بلکه فرآیندی تدریجی بود که ریشه در باورها، ساختارها و انتخابهای تاریخی داشت.
جهان بیرون از مرزهای دارالاسلام، هرگز در رکود نبود. از سدهی هفدهم میلادی به بعد، اروپا دورهای از دگرگونیهای شگرف را تجربه میکرد: رنسانس، انقلاب علمی، روشنگری و سپس انقلاب صنعتی. در همین حال، در بسیاری از نقاط جهان اسلامی، اوضاع به گونهای دیگر میگذشت. پیشرفتهای علمی اروپا با بیاعتنایی نگریسته میشد. اختراع ماشین بخار، کشفهای جغرافیایی، تحول در شیوههای جنگافزاری و ارتباطات، همه در حالی رخ میداد که جهان اسلام همچنان خود را در مرکز جهان میدید و تحولات بیرونی را پدیدههایی موقت و سطحی میپنداشت.