تألیف: اسماعیل راجی الفاروقی
توحید؛ به مثابهی نخستین اصل در فلسفهی اخلاق
ادامه:
توحید بیان میکند که خداوند بر اساس رحمت و قصد خود، انسان را به بازیچه یا بیهوده نیافریده است. به طوری که به وی حواس عقل و فهم عطا کرده و او را کامل قرار داده است. بلکه حتی از روح خود را در انسان دمیده است تا او را برای انجام دادن این تكليف بس عظیم، شایسته سازد.
این تکلیف عظیم، علت آفرینش انسان است؛ زیرا این تکلیف هدف نهایی وجود انسان است و ماهیت انسان را مشخص میسازد و معنای حیات و وجود او را بر روی زمین، تبیین میکند و به فضل این امر، انسان به وظیفهای جهانی با اهمیتی سرسام آور دست مییابد و جهان، بدون آن بخش والا از ارادهی الهی که غایت جهد اخلاقی بشر است، هیچ گاه آن گونه که هست، نخواهد شد. مخلوق دیگری نیز در جهان به وجود نخواهد آمد که بتواند دربارهی این تکلیف، جانشین انسان گردد. انسان تنها پُل کَونِیای است که بخش اخلاقی -از اراده الهی که والاترین بخش است،- از آن به سمت مكان- زمان، حرکت میکند تا به صورت تاریخ درآید.