نویسنده: محبوبی
فصل هشتم: امپریالیزم
۱۰. نقد و نظر
اندیشه امپریالیزم بهعنوان یک نظام و ایدئولوژی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، همواره مورد انتقاد جدی از سوی اندیشمندان، منتقدان و جنبشهای مختلف قرار گرفته است. این نقدها از جنبههای مختلفی مانند: اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اخلاقی و… بر اندیشه امپریالیزم واردشده است. در ادامه به بررسی برخی از مهمترین نقدهای مطرح شده در مورد امپریالیزم پرداخته شده است:
أ. استثمار منابع و ایجاد نابرابری جهانی
یکی از مهمترین نقدهای اقتصادی وارد بر امپریالیزم، استثمار منابع کشورهای ضعیفتر و ایجاد نابرابری جهانی است. امپریالیزم بهعنوان ابزاری برای استثمار منابع طبیعی، نیروی کار و بازارهای کشورهای ضعیفتر توسط کشورهای قدرتمند مورد انتقاد قرار گرفته است. منتقدان به این باورند که امپریالیزم باعث ایجاد نابرابریهای اقتصادی جهانی گردیده، به طوری که کشورهای قدرتمند از طریق کنترل منابع و بازارها، ثروت خود را افزایش میدهند، درحالیکه کشورهای تحت سلطه در فقر و وابستگی اقتصادی باقی میمانند. این نابرابریها به شکلگیری نظام سرمایهداری جهانی و تداوم فقر در کشورهای در حال توسعه منجر شده است. لنین به عنوان یک منتقد امپریالیزم در کتاب «امپریالیزم، بالاترین مرحله سرمایهداری» استدلال نموده است که امپریالیزم با انحصار سرمایههای مالی و صنعتی، به بهرهکشی از کشورهای پیرامونی میپردازد. او به این باور است که این نظام اقتصادی باعث میشود کشورهای توسعهیافته با غارت منابع طبیعی و انسانی کشورهای ضعیفتر، به ثروت و قدرت خود بیفزایند، درحالیکه کشورهای تحت سلطه در فقر و وابستگی باقی میمانند. این نقد بر این نکته تأکید دارد که امپریالیزم نهتنها باعث تخریب اقتصادهای محلی میشود، بلکه شکاف بین کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه را عمیقتر میکند (لنین، 1396: 17).