نویسنده: محبوبی
فصل نهم: اومانیزم
۴. انواع اومانیزم
د. اومانیزم مارکسیستی
اومانیزم مارکسیستی، که تحت تأثیر اندیشههای کارل مارکس شکل گرفت، بر روابط اجتماعی و شرایط تاریخی بهجای فردگرایی تأکید دارد. این نوع اومانیزم، آزادی مطلق انسان را نفی میکند و بر جبر تاریخی و نقش ساختارهای اجتماعی در شکلدهی به زندگی انسان تأکید میکند (فروم، 1373: 15). مؤلفههای این اندیشه از این قرار است:
۱. تأکید بر روابط اجتماعی: اومانیزم مارکسیستی معتقد است که انسانها تحت تأثیر روابط اجتماعی و شرایط تاریخی قرار دارند و آزادی آنها به میزان زیادی توسط این عوامل تعیین میشود.
۲. نفی فردگرایی: برخلاف اومانیزم رنسانسی، اومانیزم مارکسیستی فردگرایی را نفی میکند و بر نقش جامعه و ساختارهای اجتماعی در شکلدهی به هویت و آزادی انسان تأکید دارد.
۳. جبر تاریخی: این نوع اومانیزم بر این باور است که تاریخ توسط مبارزه طبقاتی و تغییرات اجتماعی شکل میگیرد و انسانها در این فرآیند نقش نسبتاً محدودی دارند.