نویسنده: محبوبی
فصل نهم: اومانیزم
۷. عوامل پیدایش اومانیزم
اومانیزم بهعنوان یک جنبش فکری و فرهنگی، محصول تحولات عمیق تاریخی، اجتماعی، اقتصادی، علمی و فلسفی است. برای درک دقیقتر علل پیدایش اومانیزم، باید به عوامل متعددی توجه کرد که زمینهساز ظهور این مکتب شدند. در این بخش، به بررسی جامعتر و علمیتر این عوامل میپردازیم تا بتوان بهخوبی به علل آن واقف شد.
أ. تحولات فلسفی و فکری
۱. بازگشت به میراث فلسفی یونان و روم: در دوره رنسانس، علاقه به آثار فلاسفه یونان و روم باستان مانند افلاطون، ارسطو و سیسرو احیا شد. این بازگشت به اندیشههای کلاسیک، پایههای فکری اومانیزم را شکل داد. این تحول سبب تأکید بر عقلانیت و خردگرایی بهجای اتکا به وحی و سنت شد. همچنین، تفکر قرونوسطایی که انسان را موجودی گناهکار و نیازمند به رستگاری میدانست، مورد نقد قرار گرفت.
۲. تأثیر فلسفه اگزیستانسیالیسم: فیلسوفانی مانند ژان پل سارتر و آلبر کامو با تأکید بر آزادی و مسئولیت فردی، به توسعه اومانیزم مدرن کمک کردند. در این دیدگاه، انسان بهعنوان موجودی آزاد و مسئول در قبال انتخابهای خود شناخته میشد. این نگرش، جبرگرایی را نفی کرده و بر اختیار انسان تأکید داشت.