تألیف: دوکتور عبدالباقی حقانی
فصل اول: خلافت و سیاست اسلامی
تا زمانی که دنیا آباد است، قوتهای خیر و شر یکی با دیگر مشت و گریباناند و تا زمانی که این جدال و کشمکش در بین حق و باطل، راستی و دروغ، انسانیت و حیوانیت وجود دارد، جامعه انسانی از نظام سیاسی مستغنی شده نمیتواند، انسان فطرتاً بنده و إقرار به بندگی تقاضای فطرت اوست و تقاضای بندگی اینست که انسان باید زندگی اجتماعی خویش را مانند زندگی انفرادیاش مطابق احکام و رضای خالق و مالک خود سپری نماید. نظام سیاسی را از اطاعت و رهنمائی الله جلجلاله مستثنى و عليحده نمودن مترادف به انحراف از فطرت انسانی و برابر با بغاوت و سرکشی از مالک کائنات میباشد، این فیصله و حکم اسلام است و عقیدۀ توحید و میلان به سوی بندگی الله جلجلاله اساس نظام خلافت است. این عقیده و میلان در زندگی اجتماعی به شکل نظام سیاسی اسلام عملاً آشکار میشود.