تألیف: دوکتور عبدالباقی حقانی
فصل اول: خلافت و سیاست اسلامی
فقه و سیاست
اقسام سیاست:«ادامه»
ب: به اعتبار واضع: سیاست به اعتبار واضع به دو قسم است: عقلی و دینی.
علامه ابن خلدون رحمه الله در مقدمه خود سیاست را از نگاه قانون تقسیم نموده است:
پادشاهی؛ به عوض قانون سیستمی توسط زور و خشم پادشاه مطلق العنان قایم باشد و آثار خشم و حیوانیت در آن به مشاهده برسد. این دسته از حاکمان بر رعیت خود حيثيت بار سنگینی را دارند که در پی هلاکت ایشان میباشند، بخاطر اصلاح همچو حالات به وضع قوانین سیاسی ضرورت احساس میشود که التزام به این قوانین بر زمامداران و رعیت بر هر دو ضروری است تا دیده شود که این قوانین در چه موقعیتی قرار دارد.
هر شریعتی که به دنیا آمده مخلوق را وادار میسازد تا عبادات، معاملات و حتی اداره مملکت که برای مجتمع انسانی یک مسئله طبیعی میباشد، به مقصود خود متوجه گردیده بدان رسیدگی کند. پس پادشاهی ظالمانه یا سیاست عقلی آن را گویند که مردم به امور نظریات عقلی و قوانین التزام نمایند و مقصدشان فایده دنیوی و زندگانی آرام باشد. اما خلافت (سیاست دینی) حکومتی است که مردم در آن به نظریه اسلامی و قوانین شرعی پایبند باشند و مقصد شان فایده و مصالح دنیا و آخرت باشد؛ زیرا در اسلام تمام قدر و ارزش حالات دنیا به اعتبار فایده آخرت است. خلافت در حقیقت در پاسداری از دین و سیاست دنیا توسط دین نیابت از شارع عليه السلام است.