تألیف: علی محمد جریشه و محمد شریف الزیبق
تغییر سیاسی و اجتماعی در مناطق اسلامی
استفاده از نظامیان و ملیشههای قومی در دوره معاصر:
در کشورهایی که کودتای نظامی و انقلابها سپری شده باشد، این یک حقیقت مسلم است که آنها به عوض حمله نظامی چطور توانستهاند که از نظامیان محلی استفاده کنند. (اما اهداف شان همان اهداف غرب بود.) چند مثال آنها این است که یک کتاب آمریکایی آن را بیان کرده است:
سوریه در سال ۱۳۶۸ هجری قمری (۱۹۴۹م)، مصر در سال ۱۳۷۱ هجری (۱۹۵۲م) قبل از آن ایران در سال ۱۳۳۸ هجری قمری (۱۹۲۰م) و ترکیه در سال ۱۳۲۶ هجری قمری (۱۹۰۸م)
هر بار تاکتیک های خود را تغییر داده است. تنها اتاترک بود که با جبر و قوت تغییر آورد و با تغییر جبر و برعلاوه جبر و قوت از بعضی وسایل تبلیغاتی و تبشیری استفاده کرد؛ طوریکه قبلاً به آن اشاره کردیم، اتاترک شهر طرابوس را به زور تحت سلطه خود درآورد، اما زمانی که مردم مصر قهرمانان انقلاب نظامی را دیدند، بدون لزوم قانون به آسانی برایشان تسلیم شد، اما استفاده از زور و قوت آن برای دو چیز باقی بود:
۱. شکست دادن مخالفین خودُ مخصوصاً مخالفین فکری.
۲. حمایت از باطل تا مردم را از دین منحرف سازند.
در مورد اقدامات فوق الذکر سندی در یک کشور اسلامی صادر گردیده و این سند از طرف یک کمیتهای ترتیب شده است که اکثرشان کارکنان خاد و امنیت هستند. این سند با نامهای پیشنهاد کنندگان و ترتیب کنندگان آغاز گردیده و در این سند اهداف شوم آنان ذکر شده و یکی از این اهداف شوم تحول تعلیم اسلامی بود که یک نکته مهم آن این است: «در مکاتب باید به عوض نصاب تاریخ دینی و اسلامی اوضاع اجتماعی و اقتصادی آموزش داده شود. به این بهانه که قطع رابطه دین و سیاست برای شاگردان خُرد سال مشکل است و آن را آموخته نمیتواند که هدف آنها این بود
۱. از بین بردن مفکوره دین با سیاست.
۲. برباد کردن مفکوره مادی، اخلاقی و ذهنی نسلهای آینده نه تنها برای این گروه ،بلکه برای تمام افراد متدین تا در آینده برای خود استاد احتیاطی داشته باشند.