نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل دوم: افغانستان و کمونیسم
رهبران کمونیست در افغانستان
ببرک کارمل
چاکری ببرک از کرملین
کارمل کمونیست که زیر چتر حمایت تانکهای روسی بر اریکهی قدرت تکیه کرده بود و دو حریف خلقی نیرومندش (ترهکی و امین) نیز از صحنهی قدرت و حتی از صحنهی هستی بهدور بودند، همه چیز را پایان یافته میدانست. فکر میکرد که دیگر مهار زمان و عنان ملت افغانستان در دست ارادهی اوست. اما از آنجا که فرجام محاسبه در ظلمت و اتکا بر عصای اهریمن جز لغزیدن و برپا نخاستن ثمری ندارد، او نیز همانند دو رقیب دیگرش از این جنایت و روسیاهی طرفهی نه بست و خود را همانند خسی گرفتار در بحر متلاطم انتقاد و قیام مردم یافت که یک لحظه هم توان و ثباتی ندارد. اگر چه ترهکی و امین در صحنهی هستی وجود نداشتند و روسها بادارانه از کارمل حمایت میکردند، باز هم کارمل موفق نشد تا حمایت و طرفداری خلقیها (افراد طرفدار جناح خلق) را کسب نماید و آنها را به اطاعت از خود وادار نماید. چنانکه چندین بار در مجالس کمیته مرکزی و شورای انقلاب و شورای وزیران به تحقیر و اهانت مواجه شد. بنابراین تنها راهی که بقای او را بر کرسی قدرت تضمین میکرد، چاکری روس، پذیرش و اجرای اوامر و دستورات بیقید و شرط کرملین و آستانبوسی سردمداران کمونیست بود. در ذیل به برخی از سفرهای کارمل کمونیست که پس از به قدرت رسیدن، به هدف چاکری و آستانبوسی کرملین انجام شده، پرداخته شده است.
سفر اول: نخستین سفر کارمل به شوروی، پس از به قدرت رسیدن، در تاریخ 23 میزان سال 1359 هجری شمسی، به هدف چاکری از کرملین انجام شده است. پس از حمله روس به افغانستان و ناکامی آن، روسیه در سطح جهانی رسوا و بیآبرو شد. به همین دلیل در روسیه اعتراضاتی راهاندازی شده بود و خانوادههای که فرزندانشان به افغانستان اعزام میشدند و سپس مرده بر میگشتند، سروصدای زیادی به پا کردند. این همه آشفتگی و هرجومرج، موقعیت سیاسی برژنف را به خطر سقوط مواجه میکرد و ممکن بود در کنگرهی حزبی به باد انتقاد گرفته شود و سرانجام از کار برکنار شود. بنابراین دلایل، برژنف میخواست که کارمل کمونیست در سفرش به مسکو، از حکومت روس، برژنف و مردم روسیه، ستایش، تحسین و سپاسگزاری نماید تا مردم روسیه دلخوش گردیده و خود برژنف نیز از این قضایا تبرئه شود. در این سفر و در این چاکری کارمل، برژنف میخواست در داخل و خارج برای وی ارزش و اهمیتی فراهم آورد و برای وی شخصیت بدهد و برای اعضای حزب خلق تفهیم نماید که کارمل در چاکری و آستانبوسی، از دیگران مقربتر و معتمدتر است و شخص برژنف از او حمایت میکند (حقشناس، 1363: 409).