نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل دوم: تبشیر مسیحیت در عصر جمهوریت
ابزار تبشیر (تنصیر)
7- فقر و بیسوادی
یکی از نقطه ضعفهای افغانستان در مقابل تنصیریهای مسیحی، بیگمان فقر و بیسوادی بوده است و تنصیریهای مسیحی با استفاده از این دریچه، در گمراهی جوانان این سرزمین تلاش میکردند. به دلیل ضعف عقیدتی و درماندگی که در مسیحیت تحریف شده وجود دارد، تنصیری مسیحی فعالیتهای خود را بیشتر در مناطق و جاهایی اختصاص میدادند که در آن از عقلانیت و بالندگی فکری اثری نبوده است و جاهایی را برای ترویج فرهنگ، باورها و اعتقادات خود انتخاب میکردند که در آن عنصر فقر و بیسوادی بیداد میکرد. در چنین محیطهای، گاهی آشکارا و غالباً به گونهی پنهانی سر و کلهی کشیشان مسیحی پیدا میشد، کشیشانی که در یک دست انجیل داشتند و در دست دیگر پول و وعدههای رنگارنگ.
وقتی تنصیریهای مسیحی با استفاده از فقر و بیسوادی سعی در گمراه مردم افغانستان داشتند، در چنین حالتی قطعاً کسانی که به آیین تحریف شدهی مسیحی روی میآوردند، از دو حالت بیرون نبودند:
اول: بیشتر کسانی که به ندای تنصیریهای مسیحی لبیک گفتهاند، قطعاً به مسیحیت باور قلبی نداشتند و فقط از روی مجبوریتهای اقتصادی و… به گونهی ظاهری به مسیحیت تمکین میکردند تا از این منفذی برای فرار از مشکلات اقتصادی و… بیابند و ناگفته نماند که این دسته از افراد، زمانی که به مقصد و هدف خویش نایل آیند، از مسیحیت دست کشیده، به آیین قدیم خود رجوع میکنند.
دوم: اما تعداد اندکی از مردم نیز بودند که واقعاً ندانسته به آیین مسیحیت گرویدند. به این تفکر که مسیحیت هم کار دینشان را میسازد و هم تمام عرصههای دنیایشان را رونق میبخشد. این دسته از افراد کسانی بودند که از اندیشهی اسلامی تهی بوده، بهشدت دچار ضعف اعتقادی بودند؛ چنان که وقتی در پی مقایسه میان باورهای خود و مسیحیت تحریف شده بر میآیند، افکار دستکاری شدهی مسیحیت باوجود تمام تحریفات و پلشتیهای که دارد، در نگاهشان درست جلوه نموده، مسیحیت را بر اسلام ناب ترجیح دادند و صراط المستقیم را با گمراهی عوض کردند.
ترویج گمراهی