نویسنده: نهضت
فصل دوم: حقوق بشر اسلامی
4.مبانی حقوق بشر اسلامی
ب.مبانی انسانشناختی
2.استعدادهای فطری انسان
ادامه:
ـ حق پرستش و دینداری: انسان حق پرستش و دینداری دارد، زیرا در وجود او گرایش به خدا و استعداد تقربجویی به ذات حق نهفته است. این استعداد، انسان را به سوی پرستش خداوند و پیروی از آموزههای وحیانی سوق میدهد. قرآن کریم در این باره میفرماید: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا» (روم: ۳۰). پس روی خود را به سوی دین حق بگردان، بر اساس فطرتی که خداوند انسانها را بر آن آفریده است. این آیه نشاندهنده آن است که پرستش و دینداری به عنوان حقی طبیعی، بر اساس استعدادهای فطری انسان تعریف شده است.
ب.هدفمندی استعدادهای فطری: بر مبنای هدفمندی نظام آفرینش، استعدادهای فطری انسان عبث و بیهوده نبودهاند، بلکه برای رسیدن به غایتی که همان فعلیت و کمال آنهاست، آفریده شدهاند. این هدفمندی، پایهای برای حقوق بشر در اسلام است، چرا که حقوق بشر در این چارچوب، به عنوان ابزاری برای تحقق استعدادهای فطری انسان تعریف میشوند. برای مثال، حق حیات، حق امنیت و حق عدالت، همگی در راستای تحقق این هدفمندی تعریف میشوند.
به هرحال وجود استعدادهای فطری در انسان، یکی از مبانی انسانشناختی حقوق بشر در اسلام است. این استعدادها، پایهای برای حقوق طبیعی و فطری انسان هستند و به عنوان سندی طبیعی برای آنها به شمار میآیند. اسلام با توجه به این استعدادها، حقوق بشر را در چارچوبی هدفمند تعریف میکند که نه تنها به نیازهای مادی انسان توجه دارد، بلکه به سعادت و کمال معنوی او نیز میاندیشد. این نگرش، حقوق بشر اسلامی را از حقوق بشر مدرن که نگاه تکبعدی به انسان دارد، متمایز میکند و نشاندهنده جامعیت و عمق دیدگاه اسلام در مورد انسان و حقوق او است.
حقوق بشر غربی (نقدی بر مبانی و عملکرد)