تالیف: سید ابوالحسن ندوی
اخوت و برادری در عقیده، بالاتر از برادری نسبی است
روز «بدر»، ابوعزیز بنعمیر که برادر حقیقی حضرت مصعب بنعمیر (رضیالله عنه) بود، به اسارت مسلمانان درآمد. حضرت مصعب (رضیالله عنه) پرچمدار مسلمانان و برادرش پرچمدار مشرکین مکه بود. مصعب از کنار برادرش عبور کرد در حالی که یکی از انصار، دستهای برادرش ابوعزیز را میبست. مصعب (رضیالله عنه) به آن انصاری توصیه کرد که دستهای برادرش را محکم ببندد، و ضمناً گفت: چون مادرش ثروتمند است، شاید فدیهاش را بپردازد.
وقتی ابوعزیز این توصیهٔ برادرش را شنید، گفت:
برادر عزیزم! آیا این است توصیهٔ شما نسبت به من؟
مصعب (رضیالله عنه) پاسخ داد:
برادر من آن مرد انصاری است، نه تو!
مسلمانان با اسیران بدر چگونه رفتار نمودند؟
حضرت رسول اکرم (صلیالله علیه و سلم) دربارهٔ اسیران بدر سفارش به نیکی کرد و فرمود:
استوصوا بهم خیراً (شما را دربارهٔ آنها به نیکی توصیه میکنم)
ابوعزیز بنعمیر میگوید:
«در هنگامی که مرا از بدر آوردند، من در میان گروهی از انصار بودم. آنها بنابر توصیه و سفارش رسولالله (صلیالله علیه و سلم)، موقع ناهار و شام به من نان میدادند و خودشان به خرما اکتفا میکردند. هرگاه تکه نانی دست کسی میافتاد، آن را به من میداد. من شرمنده میشدم و آن را به او برمیگرداندم، ولی او به آن دست نمیزد و دوباره آن را به سوی من برمیگرداند.»
در میان اسرای بدر، کسانی مانند عباس بنعبدالمطلب (عموی حضرت رسولالله صلیالله علیه و سلم)، عقیل بنابیطالب (عموزادهاش)، و ابوالعاص بنالربیع (دامادش) نیز حضور داشتند، اما حکم اسلام در مورد همهٔ اسرا یکسان بود. هیچگونه تبعیضی میان دور و نزدیک اعمال نمیشد.