نویسنده: نهضت
فصل دوم: انسان در نظام فکری اومانیسم
د. رابطه با مسیحیت: یکی از ویژگیهای جالب اومانیسم رنسانس، رابطه آن با مسیحیت بود. اومانیستها بهطور کلی مخالفتی با دین نداشتند، بلکه تلاش میکردند تا ارزشهای مسیحی را با انسانگرایی ترکیب کنند. با اینحال، اومانیستها از ساختارهای دینی و نفوذ کلیسا در زندگی عمومی انتقاد داشتند. آنها معتقد بودند که انسان باید خود را همیشه مقهور و مستور نهادهای دینی نداند و از خود و عقل خود تصمیمات را منهای دین کلیسا نیز اتخاذ کنند. همچنین اومانیسم رنسانس بر استقلال انسان از هرنوع وابستگی به موجودی غیرانسانی تأکید داشت. این نگاه، فردگرایی را بهعنوان یکی از اصول اساسی خود معرفی کرد. بهعبارت دیگر اومانیستها بر حقوق و آزادیهای فردی تأکید داشتند و معتقد بودند که هر فرد باید حق انتخاب و تصمیمگیری داشته باشد. این نگاه، زمینه را برای توسعه مفاهیمی مانند حقوق بشر و دموکراسی فراهم کرد (فراهانی، ۱۳۹۶: ش۱۲).
بههرحال اومانیسم رنسانس، جنبش فکری و فرهنگی بود که با بازگشت به میراث گذشته، انسان را بهعنوان محور اصلی تفکر و خلاقیت معرفی کرد. این جنبش با تأکید بر انسانمحوری، عقلگرایی، فردگرایی و استقلال انسان، نقش مهمی در کاهش نفوذ کلیسا و افزایش اهمیت علوم و فلسفه داشت. اومانیسم رنسانس، زمینهساز تحولات بعدی مانند روشنگری شد و بهتدریج به یکی از مبانی اصلی فرهنگ و فلسفه مدرن تبدیل شد.
اومانیسم و عبودیت «جایگاه انسان در اندیشه غربی و اسلامی»