تالیف: سید ابوالحسن ندوی
میانجیگریها و مذاکرات
وقتی بدیل نتیجه مذاکرات و پیام رسول اکرم صلیالله علیه و سلم را به «قریش» ابلاغ کرد «عروه بن مسعود ثقفی» گفت: واقعاً ایشان پیشنهاد بسیار مناسبی ارائه کرده است، آن را قبول نمایید و به من اجازه دهید که خودم نزد او بروم. گفتند شما اجازه دارید. «عروه بن مسعود ثقفی» نزد رسولالله صلیالله علیه و سلم آمد و با آن حضرت گفتگو نمود، اصحاب اطراف رسولالله صلیالله علیه و سلم را گرفته بودند. «عروه» دید که اصحاب رسولالله صلیالله علیه و سلم چنان به او ارادت و محبت دارند که هر وقت آن حضرت آب دهان میاندازد، فوراً یکی از صحابه آن را به دست میگیرد و بر پوست و صورت خود میمالد. هرگاه دستوری میدهد فوراً اجرا میکنند. وقتی میخواهد وضو بگیرد همه برای آب وضوی او از یکدیگر پیشی میگیرند؛ هنگام صحبت همه صداهای خود را پایین میآورند و از فرط تعظیم و بزرگداشت، بهسوی او نگاه نمیکنند. این صحنه «عروه» را سخت متأثر ساخت، او فوراً بهسوی دوستانش برگشت و چنین گزارش داد:
ای قوم من! به دربار پادشاهانی همچون «کسری»، «قیصر» و «نجاشی» رفتهام اما قسم به خدا هیچ پادشاهی را ندیدهام که پیروانش او را چنان تعظیم و بزرگداشت نمایند که اصحاب و یاران محمد، او را تعظیم و بزرگداشت مینمایند. «عروه» مشاهدات و خاطرات خود را کاملاً شرح داد و در آخر گفت: به نظر من طرح مناسبی به شما عرضه کرده است آن را قبول کنید.
نبی رحمت