در روز بئر معونة وقتی جابر بن اسلمی نیزهاش را از شکم عامر بن فهیره بیرون کشید، عامر رضی الله عنه گفت: «به خدای کعبه که رستگار شدم.
و هنگامی که بن ملجم، علی ابن ابی طالب را با شمشیر زد، حضرت علی رضی الله عنه هم فرمود: به خدای کعبه که رستگار شدم.
ابوعبیده رضی الله عنه به هنگام شیوع طاعون در عمواس در جمع مردم گفت: این مرض رحمت خداوند و دعای پیامبرتان و همان چیزی است که بندگان صالح خـدا هم قبل از شما بدان گرفتار شدهاند.
ابوعبیده رضی الله عنه از خداوند مسئلت میدارد که او را از را آن بینصیب نفرماید. و سرانجام طاعون گرفت و از دنیا رفت و معـاذ بـن جبـل را جانشین خود قرار داد، بعد از فوت او معاذ رضی الله عنه در جمع مردم گفـت: مـردم، ایـن مرض رحمت خداوند و دعای پیامبرتان و همان چیزی است که بندگان صالح خدا نیز قبل از شما بدان گرفتار شدهاند، معاذ رضی الله عنه هم از خدا میخواهـد کـه خـانوادهاش را از این رحمت بینصیب نفرماید».
پسرش عبدالرحمن طاعون گرفت و مرد، و دعا کـرد که خودش هم از آن بینصیب نگردد، وقتی آثار طاعون در کف دستش ظاهر شـد، آنرا میبوسید و میگفت: چقدر دوست داشتم که در دنیا نصیبی از تو ببرم