فصل سوم: تأثیرات منفی فساد اداری بر افغانستان
بدهکاری دولت به کشورهای خارجی
هنگامیکه فساد اداری در کشور گسترش یافته بود، وضعیت ازاینقرار بود که زورمندان، اشخاص بانفوذ، کارمندان بلندپایهی دولتی و دیگر فساد پیشگان قوانین را پایمال نموده، آن را مخصوص قشر فقیر جامعه میدانستند؛ چنانکه در بخش مصداقهای فساد اداری در افغانستان بیان شد، زورمندان دولتی مالیات اموال تجاری، پول برق شرکتها و خانهها و دیگر هزینههای دولتی خود را پرداخت نمیکردند و این سبب شده بود که دولت به کشورهای دیگر بدهکار شود؛ نمونهی بارز در این زمینه میتوان به بدهکاری افغانستان در دوران جمهوریت از کشورهای تأمینکننده برق افغانستان اشاره کرد که افغانستان پس از فروپاشی نظام جمهوریت، مبلغ هنگفتی از جمله به ترکمنستان بدهکار بود.
باوجود فساد اداری وضعیت در کشور چنان بود که وقتی پروژهی را روی دست میگرفت، قادر به پرداخت هزینهی پروژه نبود و ناچار به درخواست قرض از دولتهای خارجی میشد و یا کشوری هزینهی آن را رایگان کمک میکرد. اما باوجود فساد در کشور، هزینهی که از دیگران قرض گرفته بود یا دیگران کمک کرده بودند، حیفومیل میشد و پروژهی که روی دست داشت، ناتمام میماند که سرانجام بدهکاری بر دوش کشور زیاد میشد و کمکهای دیگران حیفومیل میشد. فساد اداری با کاهش کارایی نظام اداری باعث شده بود که دولت در تخمین عواید و مصارف خود ناتوان گردد و پروژهها بدون پیشبینی، آیندهنگری و تخمین دقیق مصارف آنها آغاز شود که سرانجام به شکست مواجه میشد؛ چنانکه بسیاری از پروژههای ساختوساز نیمهتمام باقی مانده بود. یکی از خصوصیات دولتهای فاسد این است که منابع و سرمایهی کشور را بیشتر به بخشهای اختصاص میدهند که بتوانند از آن راه به سود، اختلاس و رشوت بزرگی دست یابند؛ مثلاً در بخشهای سرمایهگذاری میکنند که رقابت کمتر باشد و تحت نظارت شدید ارگانها و نهادهای دولتی نباشد و از چشم مردم و رسانهها نیز بهدور باشد (شیخاحمدی، 1393: 128). دولت فاسد افغانستان در بیست سال گذاشته (دوران جمهوریت)، به گونهی تماموکمال از این خصوصیت بهرهمند بوده است.
ادامه دارد…