فصل چهارم: آموزش در نظام جمهوریت
دورهی تحصیلات عالی
پیشرفت، توسعه و ترقی و در مقابل، عقبماندگی یک ملت ارتباط ناگسستنی با نظام تحصیلات عالی آن ملت دارد؛ اگر یک ملت از نظام تحصیلات عالی، نیرومند برخوردار باشد که نیازهای ملی و استانداردهای بینالمللی آن را تأمین نماید، میتوان به پیشرفت، توسعه و ترقی آن ملت امیدوار بود و در مقابل اگر ملتی از نظام تحصیلات عالی، نیرومند برخوردار نباشد، نهتنها به رشد و شکوفایی نمیرسد، بلکه ناخدایان کشتی آن ملت را به گرداب هلاکت هدایت میکنند. تاریخ تحصیلات عالی در افغانستان با پوهنتون طبی کابل از 1933 و با افتتاح پوهنتون کابل از سال 1945 آغاز شد (غلامی، 1399: 39).
تحصیلات عالی در بیست سال نظام جمهوریت از زاویههای مختلفی سیر نزولی داشته است. اگر چه در این مدت بیست سال بر کمیت و در برخی عرصهها بر کیفیت پوهنتونها افزوده شده باشد، اما در کل تحصیلات عالی افغانستان در مدت بیست سال نظام جمهوریت با کاستیها و چالشهای فراوانی از جمله: ترویج اندیشههای سکولاری، ضعف باورهای دینی، مخالفت با ظاهر اسلامی، اختلاط دختر و پسر، رواج گستردهی فحشا و… روبهرو بوده است؛ تا آنجایی که سازمان بینالمللی شفافیت، نظام آموزشی کشور را در ردهی ششم فاسدترین نظام آموزشی جهان قرار داده است. زیرا، رشد کمی تحصیلات عالی با ارتقای سطح کیفی همگام نبوده است و همواره با چالشهای زیادی روبهرو بوده است (همان، 43). در ذیل به بررسی برخی از کاستیها و چالشهای موجود در نظام آموزشی تحصیلات عالی، دوران بیستسالهی جمهوریت پرداخته شده است.
ادامه دارد…