فهرست بستن

نقدی بر اندیشه‌های سیاسی

نویسنده: محبوبی
فصل سوم: سکولاریسم

  1. بنیان‌های فکری سکولاریسم
    ب. عقل‌گرایی یا راسیونالیسم

یکی دیگر از مبانی سکولاریسم، عقل‌گرایی است. عقل‌گرایی یعنی مبنا قراردادن عقل برای رفع نیازهای انسان. راسیونالیسم در شایع‌ترین معنای اصطلاحی‌اش که در قرن هجدهم نمایان شد، عبارت است از: اعتقاد به تفوق و برتری عقل و بسندگی آن برای هدایت بشر در همه شئون بشری و این‌که آدمی در ساختن زندگی خود تنها باید بر عقل و خرد تکیه کند، نه بر علم یا دین. در فرهنگ آکسفورد در تعریف عقل‌گرایی یا راسیونالیسم چنین آمده است: «تئوری که مطابق آن همه رفتارها و عقاید باید بر خرد استوار شود، نه بر احساسات یا عقاید دینی».
متفکران عصر روشنگری از توانایی عقل نه فقط در حوزه علم و دین، بلکه در تمام عرصه‌های زندگی انسانی مطمئن بودند؛ مثلاً بر این باور بودند که در زمینه‌ی اقتصاد، قوانین عرضه و تقاضا، خودبه‌خود رفاه جامعه را تضمین می‌کند (باربور، 1379: 78). در کفایت عقل کوچک‌ترین شک و شبهه‌ای نداشتند و به وحی یا کتاب مقدس نقش تبعی داده بودند. کار به جایی رسیده بود که در قرن هجدهم عقل در صدد جانشینی ضروریات و اصول عقاید مسیحیت بود. بدین ترتیب انسان مدرن، با اظهار بی‌نیازی از تعالیم دینی برای اداره‌ی زندگی خود، به کفایت عقل فتوا داد.
با توجه به آن‌چه در تعریف علم‌گرایی و عقل‌گرایی ذکر شد، تفاوت و اشتراک این دو روشن می‌گردد:

علم‌گرایی تنها راه معرفت را احساس و تجربه می‌داند و عقل‌گرایی، تنها معیار شناخت را خرد و عقل آدمی معرفی می‌کند.

علم‌گرایی آموزه‌های عقل و دین را بی‌اعتبار می‌شمارد و عقل‌گرایی داده‌های علمی و دینی را بی‌ارزش می‌داند.

اشتراک علم‌گرایی و عقل‌گرایی در نفی آموزه‌های دینی است؛ هر دو در این جهت مشترک‌اند که انسان در شئون زندگی‌اش نباید به دین تکیه کند (همان، 77).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *