نویسنده: محبوبی
فصل سوم: تأثیرات منفی فساد اداری بر افغانستان
تأثیر فساد اداری بر اقتصاد
افزایش فقر و نابرابری
فقر و فساد، با یکدیگر پیوند ناگسستنی دارند. یعنی اینکه در هر جامعهی که فساد وجود داشته باشد، مردم آن فقیر هستند و در مقابل نیز، هر جامعهی که فقیر باشد، فساد در آن به وجود میآید و این دو بر یکدیگر تأثیر متقابل میگذارند. میتوان گفت که فقر یکی از مهمترین عوامل پیدایش فساد است و فساد یکی از مهمترین عوامل گسترش فقر است. فقر نهادها و ارگانهای دولتی را به فساد آلوده نموده، بر آنها اثر منفی برجای میگذارد و فساد که در ارگانها و نهادهای دولتی بر اثر فقر به وجود آمده است، بر اقتصاد کشور تأثیر میگذارد و سبب گسترش فقر و نابرابری در جامعه میگردد.
بر اساس گزارش سازمان بینالمللی شفافیت، در باره فساد اداری که در سال 2006 به نشر رسیده است، فساد اداری با فقر رابطهی تنگاتنگ دارد؛ چنانکه به خاطر فساد، میلیونها انسان در محاصرهی فقر و نابرابری هستند. همچنان گزارشهای این سازمان در سالهای 2007 و 2008، بیانگر تأثیر بسزای فساد اداری بر گسترش فقر و نابرابری است (درویش، 2010: 82-81).
فساد از زوایای مختلفی بر افزایش و گسترش فقر در این کشور در بیستسال گذشته (دوران جمهوریت) مؤثر بوده است. از جمله: از راه تضعیف سیستم اداری، کاهش ظرفیت و توانایی دستگاه اداری، تضعیف سرمایهگذاری و کاهش فعالیتهای اقتصادی. شاید اندکی مبهم به نظر برسد که فساد اداری چگونه از این زوایا به گسترش فقر در کشور مؤثر واقع شده است. باید اذعان داشت که فساد اداری از طریق تضعیف سیستم اداری و کاهش ظرفیت و توانایی دستگاه اداری سبب گسترش فقر و نابرابری در جامعه شده است؛ زیرا، عامل اصلی که سیستم اداری را تضعیف و تباه نموده، فساد است. برای مثال: سرمایههای ملی را از بخشهای حیاتی و ضروری جامعه به بخشهای غیرضروری که تحت نظارت شدید دولت و مردم نبوده و فرصت سودجویی، رشوت و اختلاس فراهم بوده، منعطف نمودند. عواید و مصارف دولت را به مختل نموده، به این ترتیب میلیونها افغانی از دارایی ملی را تاراج نمودند. ازآنجاییکه در دولت فاسد، تجار باید در هر قدم رشوت بدهند و توقعهای بیجای مأمورین دولتی را برآورده نمایند، انگیزهی آنها برای سرمایهگذاری در کشور کاهش یافته (ذاکر صالحی، 1388: 59-60)، اقتصاد کشور تضعیف شده، در نهایت فقر و نابرابری افزایش یافته است.