فهرست بستن

حقوق بشر

نویسنده: نهضت
ماهیت حقوق بشر غربی
ادامه:

پایه‌گذاران حقوق بشر، نه می‌خواستند و نه می‌توانستند به این یا آن دین یا مرجع دیگری استناد کنند، و گرنه مسئله انسان به‌ماهو انسان مطرح نمی‌شد. آنان باید مشروعیت و ضمانت اجرایی این حقوق را در خود انسان و لوازم ماهوی او به ترتیب منطقی ذیل می‌یافتند. آنان مهم‌ترین و بدیهی‌ترین پدیده لازمه انسانیت انسان را کرامت وی یافتند که بدون استناد به هر گونه منبع و مرجعی، خود می‌تواند به عنوان اساسی‌ترین اصل تدوینی مورد اتفاق تمام انسان‌ها در هر زمان و مکانی باشد، کمااینکه تمام ادیان هم به آن اذعان دارند. کرامت، صفت و خصلتی است که جدا از تمام حیثیات و اعتبارات دیگر، به طور اولی فرد فرد انسان‌ها را در بر می‌گیرد. در گام دوم، آنان باید به دنبال خصلتی برای انسان می‌گشتند تا بتوانند این کرامت فردی را به یک امر عام تعمیم دهند. از این رو، واژه برابری را به کار گرفتند. برابری می‌تواند تمام انسان‌ها را به ضرورت حفظ حقوق ماهوی آنان قانع کند. در گام سوم، آنان باید به دنبال ضمانت اجرا برای این اصول موضوعه خود می‌گشتند؛ از این رو، واژه عدالت را کشف کردند.
این دیدگاه نیز، ضمن دربرداشتن عناصری از حقوق در درون خود، در کلیت خود مخدوش و قابل نقد می‌باشد؛ زیرا اولاً، انسان هرگز نمی‌تواند خنثی باشد و از این رو، هیچ انسانی در هیچ شرایطی نمی‌تواند خارج از سیطره یک ایدئولوژی باشد. ثانیاً، تکیه بر امکان استخراج این حقوق از اصول فطری، هرچند می‌تواند تا حدودی به این نگاه جلوه حقیقت ببخشد، لیکن ضمن اینکه از جهتی می‌تواند تأییدی بر نقد ما باشد، زیرا اساساً دین وحیانی و توحیدی چیزی غیر از اصول ودیعه نهاده شده در فطرت نمی‌باشد و در این صورت، قانون‌گذاران این حقوق را در هر حال تحت سیطره یک ایدئولوژی پایه‌ریزی کرده‌اند. ثالثاً، با توجه به اینکه واضعان نخست اعلامیه حقوق بشر غربی مشخص و معلوم هستند، جای این سؤال مطرح است که آیا می‌توان گفت که این واضعان خود بر اساس فطرت انسانی می‌اندیشیده‌اند و مواد حقوقی مستنبط آن‌ها نیز چنین بوده است؟ از سوی همچنان جای این سؤال نیز مطرح خواهد بود که منشأ مشروعیت و حقانیت این اعلامیه چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *