نویسنده: نهضت
فصل دوم: مبانی و ریشههای سبک زندگی غربی
مبانی فکری
أ. اومانیسم و حذف خدا از مرکز زندگی
ادامه:
اومانیسم یک فلسفه پیشرفتگرایانه از زندگی است که بدون اینکه به تئیسم یا باورهای فراتر از طبیعت تکیه کند، توانایی و مسئولیت ما برای داشتن یک زندگی اخلاقی را تأیید میکند.
این تغییر در جهانبینی، به تدریج در تمامی بخشهای جامعه غربی نفوذ کرد. در حوزه سیاست، دولتهای مدرن بر اساس ایده «قرارداد اجتماعی» و نه «فرمان الهی» تشکیل شدند. در حوزه تعلیم و آموزش، نظامهای تعلیمی و آموزشی غربی تلاش کردند تا دانش و عقل را به جای دین در مرکز آموزش قرار دهند. در حوزه اخلاق، ایده نسبیگرایی اخلاقی گسترش یافت و باور به وجود یک اخلاق مطلق و الهی ضعیف شد. در حوزه دین، سکولاریسم به عنوان نتیجه مستقیم اومانیسم، جایگاه دین را در صحنه عمومی محدود کرد و آن را به یک مقوله خصوصی تبدیل کرد.
یکی از مهمترین پیامدهای فرهنگی این تحول، بروز یک نوع «خودمحوری» در جوامع غربی است. وقتی خدا از مرکز زندگی انسان حذف شود، انسان به طور طبیعی خود را در مرکز قرار میدهد. این موضوع به شکلی مستقیم باعث افزایش فردگرایی، کاهش تعهدات اجتماعی و افزایش توجه به حقوق فردی در مقابل مسئولیتهای اجتماعی شده است. همچنین، این جابجایی باعث شده است که انسان مدرن به دنبال معنا در لذت، ماده، تجربه و خلاقیت شخصی باشد، نه در ارتباط با یک حقیقت مطلق یا وجودی فراانسانی.