فهرست بستن

ماندگاران تاریخ؛ زندگی و شهادت

شهید الحاج ملاسلطان محمد آخند و شهید مولوی صابر(پدر و پسر) – تقبلهما الله –
بخش سوم

شهید مولوی محمد ابراهیم صابر
پس از شهادت پدر، داغی عمیق بر دل خانواده و مجاهدان نشست. اما این پایان کار نبود. خونی که در رگ‌های این خانواده جاری بود، جهاد را از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کرد. فرزند شهید، محمد ابراهیم که از کودکی در مکتب جهاد پدر بزرگ شده بود، پرچم را از دستان پدر گرفت و لقب «صابر» را نیز به ارث برد. شهید مولوی صابر، همانند پدرش، یکی از مجاهدان شجاع و دلاور ولایت فراه بود. او نیز چون پدر، شجاعتی بی‌نظیر داشت و در میان یارانش به تدبیر و صلابت شناخته می‌شد. او به خوبی آموخته بود که جهاد، یک نبرد نسلی است و هر نسل، وظیفه دارد پرچم را از نسل پیشین بگیرد و تا پای جان از آن محافظت کند. رسول خدا -صلی ­الله ­علیه ­و سلم- در وصف مجاهدان چنین فرمود: «عَيْنَانِ لَا تَمَسُّهُمَا النَّارُ: عَيْنٌ بَكَتْ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ، وَعَيْنٌ بَاتَتْ تَحْرُسُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» (رواه ترمذی)؛ دو چشمی هستند که آتش جهنم به آنها نمی‌رسد: چشمی که از خشیت خدا گریسته است و چشمی که شب را در راه خدا پاسداری کرده است. شهید صابر، آن چشمی بود که شب‌های بسیاری را در راه خدا پاسداری کرده بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *