نویسنده: محبوبی
فصل چهارم: آموزش در نظام جمهوریت
ادامهی دوره معارف
نصاب تعلیمی نامناسب
ضعف تربیت دینی در بین شاگردان بهخوبی احساس میشود. نهادهای که متصدی امور تربیت دینی باشد، در آن دوره وجود نداشته و اگر نهادی هم وجود داشته، عملکردش بسیار ضعیف بوده است.
طلابی که در مدارس دولتی مشغول فراگیری علوم دینی بودند نیز همواره از نصابی که برای آنها تعیین شده بود، رنج میبردند. نظام آموزشی مدارس دینی دولتی تابع نصاب وزارت معارف بوده و سلیقه و خواستهی مدیران و معلمان در آن نقشی نداشته، چون این مدارس همیشه زیر کنترل و نظارت دولت بوده و نتایج امتحانات و جدول نمرات طلاب همه ساله به وزارت معارف فرستاده میشده است. در نصاب مدارس دینی دولتی غالباً تناسب میان سویهی طلاب، مدت زمانی هر فصل و حجم کتبی که در هر صنف باید تدریس شود مراعات نشده است؛ به همین دلیل طلاب غالباً از هر علم مباحث ابتدایی را در صنوف مختلف مکرر میخواندند؛ به این صورت که استاد مثلاً در صنف اول کتاب ابتدایی از نحو را آغاز میکرد و چند صفحه بیشتر نمیخواند که سال تعلیمی به پایان میرسید و بقیهی کتاب یا مباحث بعدی ناخوانده باقی میماند و سال دوم باز کتاب دیگری را که مقرر بود شروع میکردند و از این کتاب نیز تا پایان سال تعلیمی چند صفحه بیشتر خوانده نمیشد. به همین ترتیب غالباً طلاب از هر علم مباحث ابتدایی را به تکرار میخواندند؛ ولی از مباحث بعدی غافل میماندند که این یک کاستی و چالش بزرگ بر نصاب تعلیمی معارف کشور بوده است. همه ساله تعداد زیادی از مدارس دینی فارغالتحصیل و به جامعهی علمی وارد میشدند، درحالیکه شاید یک کتاب را تا آخر آن مطالعه نکردند و به احتمال زیاد اینها استادان فردای این مدارس بودند. به همین دلیل نظام آموزشی کشور از نگاه کیفیت در سطح پایین قرار داشته و همواره سیر نزولی را میپیمود.
ادامه دارد…