فصل چهارم: آموزش در نظام جمهوریت
ادامهی دوره معارف
کیفیت و کمیت نامناسب
ه- استفاده از شیوههای سنتی: یکی دیگر از معضلاتی که بر کیفیت آموزش این کشور در بیست سال جمهوریت تأثیر منفی برجا گذاشته است، استفاده معلمین از سبک و شیوهی سنتی و قدیمی است. روشهای سنتی بر اساس معلممحوری، گوشدادن، بیان لفظی و حفظکردن است. در این شیوه تبادل نظر، تفکر و بحث گروهی کمرنگ است. معلم درس را میخواند و شاگردان صرفاً گوش میدهند که در برخی موارد گوش هم نمیدهند. شاگردان موظفاند گفتههای معلم را طوطیوار حفظ نمایند. بر اساس این شیوه، در امتحانات کسانی قبول میشوند که حافظهی بهتری داشته باشند. میرمحمد صدیق فرهنگ وضعیت تعلیم و تربیت، روشها و محتوای نامناسب کشور را چنین توصیف مینماید: «تعلیم و تربیت به گونهی بود که فرد خود را مقلد و مقید و مطاع بار میآورد و عدم اراده انسان در سرنوشت او را مجبور قضا و قدر میکرد و با تربیت حقیقی که هدف آن تغییر در فکر و نفس، رشد سالم و هماهنگ با استعدادهای موجود در نهاد آدم است، منافات داشت. تعلیم و تربیت میخواست مردم در تفکر نسبت به سیاست خودشان را مجاز و مستحق نداند، بلکه تفکر و اشتغال به امور سیاسی را حق آسمانی رئیس دولت بشمارند و همینطور حق تفکر را از مردم سلب کرده تسلیم و رضا گردند» (فرهنگ، 1370: 1/222). در بیست سال نظام جمهوریت سیستم تعلیمی با همین روش سنتی ادامه یافت و تحول چندانی در آن به وجود نیامد. بدیهی است، سیستمی که با این شیوهی منسوخ و ناکارآمد، ادامه بیابد و از شیوههای نوین آموزشی در آن خبری نباشد، انتظار بهبود سطح کمی و کیفی تحصیل و بازدهی مطلوب نظام تعلیمی کشور هرگز فراهم نمیشود.
ادامه دارد…