فهرست بستن

افغانستان در چنگال کمونیسم


نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل اول: معرفی کمونیسم
تاریخچه‌ی کمونیسم

پیشینه تاریخی کمونیسم از نقدهای مارکس و انگلس، به سرگذشت طبقات اجتماعی و سرمایه‌داری آغاز شد. آن‌ها اعتقاد داشتند که تاریخ انسانیت به نفوذ طبقات و نهیب و نبرد طبقاتی منجر خواهد شد.
کمونیزم به شکل آرزو و آرمان در اذهان دوره‌های باستان وجود داشته است. در اجتماع ابتدایی، ابزار ساده در مالکیت خصوصی نبوده و بهره‌کشی انسان از انسان پیدا نشده بود. در آن اجتماع، گروه‌های چندتنی به طور دسته‌جمعی و مشترک با هم به شکار می‌پرداختند و به جمع‌آوری خوراک مشغول می‌شدند و در یک جا می‌زیستند. این اجتماع ساده و ابتدایی، جای خود را به جامعه‌ی بردگی داد. تئوری کمونیزم از کتاب «جمهوریت» افلاطون و «اوتوپی» توماس مورو و «سرزمین خورشید» کامپانلا و «مجموعه قوانین طبیعت» مورلی و «کتاب انقلاب» بابوف منشأ گرفته است. در قرن 19 میلادی رابرت آون، شکل کمونیستی بخصوصی در محیط کار خود بین کارگران برقرار کرد. در تاریخ نیز کم‌وبیش پیشوایانی با نظریه‌ی کم‌وبیش کمونیستی پیدا شده و خواسته‌اند تحول کمونیستی را حتی در اجتماع ملوک‌الطوایفی به وجود آورند که نمونه‌ی بارز آن را به‌عنوان «جنبش مزدک» می‌توان در دوره‌ی ساسانی دید. در دوران پیشرفت صنعت، کمونیزم از شکل آرزو و آرمان به شکل علمی درآمد. کمونیزم علمی از تاریخ 1840 میلادی، هنگامی که مبارزات طبقاتی بین کارگران و سرمایه‌داران در کشورهای اروپا درگرفت، به میان آمد.
مارکس و انگلس دو بنیان‌گذار نخستین سوسیالیسم و کمونیسم علمی هستند. آنان به همکاری هم «بیانیه‌ی حزب کمونیست» را منتشر کردند. کارل مارکس در کتاب «سرمایه» و انگلس در کتاب‌های «آنتی دورینگ»، «سوسیالیسم آرمانی و سوسیالیسم علمی» و دیگر کتاب‌ها و نوشته‌های‌شان پایه‌های سوسیالیسم و کمونیزم علمی را ریختند. بنابراین مارکس و انگلس پایه‌گذاران و لنین تکامل دهنده‌ی آن در شرایط دوران امپریالیسم می‌باشد. سه رکن اساسی کمونیزم عبارت‌اند از: 1- فلسفه‌ی ماتریالیسم. 2- اقتصاد. 3- جامعه شناسی. در فلسفه‌ی ماتریالیسم، تکامل ماده و جهان مادی بحث می‌شود و تکامل آن مورد تحقیق قرار می‌گیرد. این قسمت از فلسفه‌ی ماتریالیسم به «ماتریالیسم فلسفی» موسوم است. تطبیق ماتریالیسم فلسفی را در جامعه «ماتریالیسم تاریخی» می‌نامند و هر دو را با هم «ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی» می‌خوانند؛ زیرا منطق فلسفه‌ی ماتریالیستی مبتنی بر اصول دیالکتیک می‌باشد. مارکس در کتاب «سرمایه» کمونیزم را «فرمانروایی حقیقی آزادی» نامیده است. شعار اساسی جامعه‌ی کمونیستی «از هر کس به اندازه‌ی استعدادش و به هر کس به اندازه‌ی احتیاجش» می‌باشد. کمونیست‌ها معتقدند که نظام سرمایه‌داری و امپریالیسم تغییر پیدا می‌کند و در مرحله‌ی اول جای آن را سوسیالیسم و در مرحله‌ی بعدی کمونیزم می‌گیرد. همگانی شدن کار، تمرکز و مالکیت مشترک وسایل و ابزار تولید پایه‌های مادی و ضروری برقراری سوسیالیسم است و از لحاظ اداره‌ی امور دولتی دیکتاتوری پرولتاریا را در این مرحله ضروری و اجباری می‌دانند. پیروان این مسلک بر آنند که در مرحله‌ی کمونیزم همه گونه فرق و امتیازات طبقاتی افراد انسان از یکدیگر، از جمله امتیاز در دانش، امتیاز بین شهر و ده و یا دهقانان و کارگران و روشنفکران جامعه‌ی سوسیالیستی همه از بین می‌رود. (دهخدا، 1377: ذیل واژه‌ی کمونیزم).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *