نویسنده: محبوبی
فصل دوم: زندان های خوفناک افغانستان
ادامه زندان پلچرخی
زندان پلچرخی در دورهی کمونیستی
ادامه…
معلومات در مورد واقعیات خوفناک زندان پلچرخی از طریق اعضای فامیل، دوستان و آشنایان کسانی که در محبس زندانی میشدند، به بیرون منتشر میشد و گاهی نیز داستانهای هولناک زندان بهقصد ارعاب سایر اتباع از سوی دولت نشر میشد. همچنین تعدادی از اشخاص سرشناس که بهعنوان زندانی سیاسی در محبس پلچرخی زندانی بودند، داستانها و خاطرات خود را تحریر میکردند. همزمان با این آثار، نویسندههای بینالمللی نیز به توضیح و تشریح احصائیهها، اوضاع و شرایط زندان پلچرخی پرداختهاند. برای مثال احصائیههای نشر شده از جانب تایس بیرگر، حارنوال هالندی که معلومات موثقی در باره کشتار 500 تن از زندانیان پلچرخی را ارائه نموده و اذعان داشته است که در دورهی حاکمیت حزب دموکراتیک خلق، زندان پلچرخی بهعنوان یک کشتارگاه استفاده میشد. گزارشها و احصائیههای موجود از جمله تحقیقات کاپلان نیز نشان میدهد که رقم ارائه شده، تنها بخش کوچکی از قتلهای است که در بین سالهای 1357-1358 صورت گرفته است و رقم کامل آن شاید بیشتر از 27000 مورد باشد. سند دیگر که میتواند مصداق این ادعا باشد، آن است که جانب حسینی ارائه و مستندسازی شده است. در جریان سال 1358 تعداد صد نفر از باشندگان ولایت غزنی توسط اداره استخبارات دستگیر و طی نامهی رسمی به زندان پلچرخی جهت حبس و نگهداری معرفی گردیدند. اما اداره زندان از پذیرش ایشان امتناع ورزیده، طی نامهی رسمی ابلاغ نموده که برای محبوسین جدید در این زندان جای وجود ندارد. مقامات مسئول وزارت داخله در ذیل همان نامه به اداره زندان هدایت داده است که در صورت نبود جای، زندانیان را پولیگون نمایند.