ترتیبکننده: کرار
فصل پنجم
اسلام و جاهلیت
حال باید خواننده نگاه کند و عبرت بگیرد که چگونه مسلمانان در حالی که تابع دیـن و اصحاب یقین بودند، به سـردمداران جاهلیـت وائمـۀ کفـر ایمـان آوردنـد و گرچـه بـه دینشان ایمان نیاورده بودند، اما در عوض خود آنها را با تمام معنی میپرستیدند. از ایـن رو است که خداوند ایمان به ذاتش را مشروط به تکفیر طاغوت نموده و فرموده است:
فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ.
«هرکس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان بیاورد، به راستی به دستگیرۀ قابل اعتماد الهی چنگ زده است».
اما از وقتی که مسلمانان به امر دین و اخلاق بیاعتنا شدند و سرنوشت انسانیت و آیندۀ جهان برای آنها بیاهمیت ماند و تمام هم و غم آنها بر مصـالح سیاسـی و فوائد مادی کشور یا به عبارت صحیحتر اشخاصشان متوقـف گردیـد، دیگـر زمـام آنها رها شده و کار بدسـت خـود آنهـا سـپرده اسـت. و لـیکن در پایـان هشـدار میدهم: این کشتی جاهلیت که بـرای سـفر خـود اختیـار نمـودهانـد، در محاصـرۀ موجهاست و مدتهاست که الواح آن را کرم خورده و پوسیده اسـت و ناخـداهایش در هدایت آن به اختلاف نظر دچار گشتهاند، باید این را هم بدانند اگـر ایـن کشـتی غرق شود، لاجرم سرنشینهای کشتی و کلیۀ کسانی که سرنوشتشان به آن بسـتگی دارد، غرق خواهند شد و کسی از عذاب خدا نجات پیدا نمیکند مگر این که مـورد ترحم قرار بگیرد، چرا که خود فرموده است:
وَ لَا تَرْكَنُوْۤا اِلَى الَّذِیْنَ ظَلَمُوْا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُۙ-وَ مَا لَكُمْ مِّنْ دُوْنِ اللّٰهِ مِنْ اَوْلِیَآءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُوْنَ.
«و به کسانی که ظلم کردند نگرایید چون آتش شما را فرا خواهد گرفت و آن وقت جز خدای یاوری نخواهید داشت و نصرت هم داده نخواهید شد».