ترتیبکننده: کرار
بعد از بعثت
مژده صبح سعادت
هنگامی که رسول اکرم صلیالله علیه و سلم چهل بهار از عمرش را پشت سر گذاشته بود؛ جهان بر لبه پرتگاهی از آتش قرار داشت، بشریت با سرعتی سرسامآور به سوی انتحار و خودکشی در حال حرکت بود، اینجا بود که صبح سعادت طلوع نمود و آثار آن هویدا گشت و وقت بعثت فرا رسید و همین است سنت الهی هنگامیکه تاریکی شدت میگیرد و تیرهبختی به درازا میکشد. نگرانی حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و سلم بنا به مشاهده جهل و جاهلیت و خرافات و بتپرستی به اوج خود رسیده بود، او امیدوار بود که از جانب آفریدگار جهان، آسمانها و زمین، راهنمایی و هدایتی شامل حال گردد، گویی چیزی او را برانگیخته میکند. در همین دوران، خلوتگزینی، چنان مورد علاقهاش واقع شد که هیچ چیز از آن پسندیدهتر نبود. از مکه خارج میشد و دور میرفت تا اینکه خانهها از نگاهش ناپدید میگشت، هنگامیکه از وادیها و درههای مکه عبور میکرد. از کنار هر سنگ و درختی که میگذشت بر وی سلام میگفتند: «السلام علیک یا رسول الله» حضرت به اطراف خود، و چپ و راستش مینگریست، اما جز درختان و سنگها چیز دیگری نمیدید. رسول اکرم صلیالله علیه و سلم در ابتدای بعثت، خوابها و رویاهایی میدید که مانند سپیده صبح تحقق پیدا میکرد. در غار حراء حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و سلم در اغلب اوقات به غار حراء میرفت و آنجا خلوت میگزید. شبهای متوالی آنجا درنگ مینمود و توشهاش را با خود میبرد. آن حضرت به روش ابراهیمی و فطرت سلیم عبادت و نیایش میکرد.