ترتیبکننده: کرار
فصل هفتم
نابسامانی ایمان و اخلاق
این رقابتی که روزنامهها از آن صحبت میکنند و گـاه بـه جنگهـایی فرسـاینده میانجامد، آنگونه که سالهای زیاد طول میکشد و ملتها را خـرد میکنـد، صـرفا رقابت در اغراض نفسانی است نه در بین خیر و شر. نزاعهایی که مـابین ملتهـای اروپا در جریان است، معنایش آن نیست که یکی از آنها میخواهد بر جهان حاکم شود تا به این اوضاع فاسد پایان دهد و به انسانیت خدمت کند یا قـوانین خـدا را بـه اجرا درآورد و با فساد بجنگد و بین مردم مساوات برقرار کنـد و قسـط و عـدالت بپـا دارد و امر به معروف و نهی از منکر نماید و اقامۀ نماز و ایتاء زکات بکنـد، آنطـوری که خدای تعالی میفرماید: الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ.
«کسانی که وقتی در زمین به آنها تمکین و توانایی بدهیم نماز بپا میدارند و زکات میدهند و امر به معروف و نهی از منکر مینماید».
نه برادران، این نزاعها همگی بر سـر حاکمیـت اسـت، هرکـدام از آنهـا میخواهـد حاکمیت پیدا کند و به تأمین شهوات نفسانی خود بپردازد. آری، نزاع بر سر آن اسـت کـه صاحب امر و نهی بشود و قدرت ارضاء شهوات داشته باشد و بـه مصـالح درون حزبـی خود خدمت نماید، برای مثال بریطانیا و همپیمانهای او با اردوگاه کمونیسـم نجنگیدنـد که قسط و عدالت را بپا کنند، هم چنانکه نزاع اردوگاه کمونیسم هم با همپیمانان اروپـایی هیچگاه به خاطر اقامۀ عدل نبوده است، چون اساسا به برپایی دیـن و فضـیلت علاقـه ندارد بلکه مبارزه میکند تا قدرت یکهتاز جهان بشود و بـر وسـایل و امکانـات انسـانها مسلط گردد و تجارت جهانی را بهانحصار خود درآورد، نزاع کمونیسم بـرای مصـلحت بشریت نیست بلکه میجنگد تا کسانی که این ایدئولوژی را میپذیرند و در سـلک آنهـا درمیآیند، از دسترنج امتها و ملتهای مغلوب به سعادت برسند!