نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل دوم: افغانستان و کمونیسم
قیامها و مقاومتهای ضد کمونیست
هنگامیکه مردم از چندوچون اوضاع و ماهیت اصلی دولت جدید (حزب دموکراتیک خلق) آگاهی یافتند و وابستگی مطلق آن را به شوروی کمونیست، علناً مشاهده نمودند، با این نظام دستنشاندهی روسیه پرچم مخالفت بر افراشتند. ملت مسلمان افغانستان از داخل و خارج کشور، از زوایای مختلفی مانند: مبارزات چریکی، مقابلهی فکری علیه نظام کمونیستی به پا خاستند.
طرحهای اصلاحی و عملکرد رژیم کمونیستی ترهکی از همان ابتدا با مخالفت اکثریت قاطع مردم افغانستان مواجه شد و به تدریج، متناسب با فشاری که از ناحیهی تطبیق برنامهها و عملکردها بر مردم وارد میشد، مقاومتها و قیامهای مردمی نیز شکل گرفته و گسترش مییافت. از آنجایی که کمونیستها جهت تطبیق برنامهها و از میان برداشتن مخالفانشان که در حقیقت تمام مردم بودند، با شدت و قدرت هرچه تمامتر عمل میکردند، در مقابل مقاومتهای محدود محلی نیز با سرعت بیشتر از نگاه کمی و کیفی در تمام افغانستان گسترش یافته و به قیامهای شکوهمند و تاریخساز مردمی تبدیل میشد. قیامها و مقاومتهای مردمی عوامل متعددی داشته است که برخی از آنها عبارتاند از:
اعتقاد دینی و مذهبی
پس از اینکه ترهکی بر اریکهی قدرت تکیه کرد، اصلاحاتی در جامعه افغانستان به وجود آورد که از این میان میتوان به توزیع زمین، الغای مهر زن و تغییر رنگ پرچم ملی اشاره کرد. مردم افغانستان پس از اینکه اصلاحات ترهکی را مشاهد نمودند، به این باور رسیدند که رژیم ترهکی یک رژیم کمونیستی، ضد دینی و دستنشاندهی شوروی است و چون اصلاحات وی با احکام شریعت و ارزشهای اسلامی مغایرت واضح داشت، اقشار و طبقات مختلف جامعه، اعم از دهقانان، کارگران، علما، تجار، کارمندان، محصلان و متعلمان را علیه نظام کمونیستی برانگیخت.