فهرست بستن

ترویج گمراهی

تبشیر مسیحیت در بیست سال اشغال افغانستان)
نویسنده: عبدالمنان محبوبی
فصل دوم: تبشیر مسیحیت در عصر جمهوریت
روش‌های تبشیر (تنصیر)
5- سوءاستفاده از فقر فقرا
ادامه

همچنان، مجلس ادامه داشت. نوبت به دختر خردسالى رسید که «معصومه» نام داشت. از ظاهرش پیدا بود که وضعیت او نیز شبیه همان خانمى بود که جلوتر از او مأموریتش را انجام داد. او در باره حضرت عیسى -علیه‌السلام- و مسیحیت، سخن گفت؛ براى مثال مى‌گفت: «چرا همه مردم به کودکانشان، مسیحیت را یاد نمى‌دهند؟» سپس با لحنى کودکانه و جذّاب، ترانه‌اى را در باره حضرت مسیح اجرا کرد. همگان او را تشویق کردند و بر شجاعت و شهامتش آفرین گفتند. فضاى برنامه، طورى شده بود که همه به مسیح، عشق مى‌ورزیدند. گویا شنیدن این جملات از زبان یک دختر خردسال و به اصطلاح معصوم، دل‌هاى همه را جلا داده و همگان را به‌سوی سعادت ابدى و همیشگى کشانده بود!
البته واضح بود که قهرمان و پیروز این صحنه، فقر بود، نه آیین مسیح؛ ولى هرچه بود، اکنون به نام مسیح و مسیحیت ختم مى‌شد و آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها را مهربان، فرشته‌هاى نجات و مردمانى قدّیس به تصویر مى‌کشید. سپس آن مرد خارجى – که در سطور قبل گفته شد ـ از جایش برخاست، دختر را دعوت کرد، نزدش نشاند و با او خیلى مهربانى کرد. همچنین، مقدارى پول براى تشویق به او داد و جرئت و شهامت او را ستایش کرد. او این گونه به همگان آموخت که راه این دخترک را بپیمایند تا همچون او از چنین هدایایى برخوردار شوند…» (احمد فارسی، 2/10/1389).
کشیشان مسیحی این گونه از فقر فقرا سوءاستفاده نموده، آن‌ها را با اسلام بیگانه نموده، به بیراهه هدایت می‌کردند که خوشبختانه با برچیده شدن بساط نامطلوب جمهوریت و شکست ننگین بلوک غرب در افغانستان، کشیشان و تبشیری‌های مسیحی فرار را بر قرار ترجیح دادند و افغانستان را ترک گفتند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *