فهرست بستن

طرح ناکام تجزیه افغانستان

نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: ادامه ضعف قدرت و تأثیر آن در تجزیه
فساد نیز مسئله‌ای گسترده و عمیقی در ضعف حکومت افغانستان بوده است. رشوه اغلب بخشی از پروسه اجراآت دائمی اداری از درخواست شغل، تعامل با پولیس، قوۀ قضاییه، خدمات امنیتی، استفاده از شفاخانه‌ها، در پذیرش در مکاتب و پوهنتون‌ها و خلاصه در تمام سطوح دولتی موجود بوده است. در کنار فساد، سطح بلند بیکاری و بی‌سوادی از عوامل ضعف دولت بود.
تحول نظام‌های سیاسی تنها در نتیجۀ کودتاها، اصلاحات بزرگ سیاسی یا تجاوزات خارجی نیست، بلکه ممکن است در نتیجۀ ضعف، زوال و فروپاشی تدریجی خود رژیم‌ها باشد. فساد گسترده و ناکارآمدی دولت در بهبود اوضاع معیشتی مردم منجر به کاهش مشروعیت دولت و عدم بهره‌مندی از حمایت مردمی گردید و به‌تدریج زمینه سقوط نظام را مساعد ساخت.
حکومت‌های در تاریخ معاصر افغانستان بااین‌همه ضعف بود که نیروهای خارجی را علاقه‌مند به تجاوز و تجزیه قسمت‌ها یا کلیت این کشور می‌کرد. کشور ما طی تقریبا 220 سال در تاریخ معاصر بارهای مورد تاخت‌وتاز قدرت‌های منطقۀ و فرامنطقۀ قرار گرفته و به طور دوام‌دار طی 100 سال از اطراف آن تجزیه شده و حتی در معرض تجزیه کامل نیز قرار گرفته است. تجاوز بیگانه آن‌هم به‌کرات و مرات خود نشان‌دهنده ضعف دولت‌های افغانستان در طول این مدت است که نخبگان ما هرگز از تاریخ تجاوزات قدرت‌های بزرگ چیزی نیاموختند. حکومت‌های موروثی، قرارگرفتن در موقعیت خطیر جغرافیایی، جنگ‌های داخلی بی‌پایان، وابستگی‌های متنوع به دشمنان، پایین‌بودن سطح سواد جامعه، نخبگان سیاسی بد (فاسد، ضعیف، نادان یا خائن)، تربیت‌شدگان در دامن دشمنان، تعصبات رنگارنگ، بی‌برنامگی و… باعث ضعف دولت و ملت شده و عامل دائمی در تکرار تاریخ این کشور است.
حضرت مولانا می‌فرماید:
سال‌ها ره می‌رویم و در اخیر همچنان در منزل اول اسیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *