نویسنده: نورالحق خادمی
موضوع: حزب و تأثیرات آن در تجزیه
ادامه اولین احزاب
حزب وطن در 16 جدی 1329 شمسی توسط میر غلام محمد غبار و میر محمد صدیق فرهنگ و… تأسیس شد. حزب خلق نیز در سال 1329 شمسی توسط عبدالرحمن محمودی تأسیس شد. دو جریان سیاسی ـ اجتماعی بودند که برای نخستینبار در تاریخ افغانستان تحت عنوان حزب درآمده و فعالیتهای خود را آغاز کردند. بعد از زایش کشورها بود که نظر به وضعیت سیاسی و باز و بسته بودن شرایط، احزاب سیاسی متعدد در افغانستان شکل گرفتند؛ از احزاب وابسته به ایدیولوژیهای سیاسی تا احزاب ملی و ناسیونالیست؛ از جریانهای وابسته به مذهب گرفته تا احزاب جهادی و جریانهایی که در دهههای ۸۰ و ۹۰ میلادی پا به عرصه سیاست افغانستان گذاشتهاند. (غبار 1368 ش, 2/238-258)
احزاب و جریانهای نخستین افغانستان، ملیگرا بودند، احزاب دوره کمونیستها بیشتر وابسته به ایدئولوژی مارکسیسم و قومیت بودند و احزاب جهادیای در زمان تجاوز شوروی و بعد از آن در جریان درگیریهای درونگروهی مجاهدین تشکیل شدند، وابسته به مذاهب و قومیت بودند. با توجه به هر سه نوع حزب، نقش قومیت و ناسیونالیسم قومی برجسته بوده و این جریانها هیچوقت نتوانستهاند از دایره قوم فراتر رفته و دست به تشکیل ساختار فراقومی و قدرتمند بزنند.
تشکیلات حزبی در دوران اشغال امریکا و نظام جمهوریت، به حدی وسعت یافت که تعداد احزاب ثبت شده در وزارت عدلیه به 105 حزب رسیده بود. تمام کشورها تمرکزشان روی رأی فروشی به نمایندگان بیکفایت پارلمان یا ریاست جمهوری بود و همیشه به دنبال امتیاز گرفتن از باداران خارجی و وزارت خانههای کشور بودند.
احزاب افغانستان از زمان ظهور تا ختم آن کوچکترین مفیدیتی برای ملت ما نداشتند و همیشه بر آلام این ملت افزودند. اولین احزاب تشکیل شده یا همان احزاب چپی کمونیستی بود یا در ترکیب خود از آنان داشتند که تقریبا زمینه قتلعام ملت را مساعد ساخته به فرهنگ و دین این ملت تاختند و به این هم راضی نشدند، باداران خود را تشویق به تجاوز به خاک کشور کردند. این احزاب بدردنخور و مخرب که قرار بود کشور را به سمت ترقی و تعالی سوق دهند، آن را به سمت قهقرا کشاندند. احزاب با وجود مشکلات فکری که داشتند باعث عمیقشدن شکافهای سیاسی بین گروهها تا سرحد ریشهکنی تمام رقبا و حتی آحاد ملت که با اندیشههایشان در تضاد بودند، پیش می رفتند. مردم ما قبل از ظهور احزاب وارداتی، مسئله قومیت برایشان از ارزش خاصی برخوردار نبود. احزاب بدطینت باعث ایجاد نفاق و تفرقه بین مردم محروم و مظلوم ما شدند؛ تا جایی که در انتخاباتها پر از تقلب بیشتر خطوط قومی، سمتی و منطقهای را تیرهتر میساختند تا از آب گلآلود منافع خود را تأمین نمایند.
افراد فرهنگی سیاسی بهخاطر سوءاستفاده از احساسات ملت و با ایجاد انحرافاتی عمدی مانند مطرح ساختن مسائل تاریخی مانند نام کشور، تهیه نقشه دروغین اقوام کشور یا حاکمیت فلان قوم در تلاش ایجاد نفاق بین مردم ما بودند. نخبگان احزاب سیاسی که تشنگان قدرت بودند، از احساسات مردم بهعنوان راهپله برای سعود به قله قدرت استفاده سوء میکردند. از بدو تأسیس احزاب، اکثریت آنان برای تأمین مالی و بهقدرترسیدن متوسل به دشمنان خاک وطن شدهاند.
طرح ناکام تجزیه افغانستان