تالیف: عبدالهادی مجاهد
ترتیب کننده: محبوبی
تاریخ جنگ فکری
ادامه
ای آدم تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و در هر کجا که خواستید (بگردید و از نعمتهای آن) بخورید، ولی به این درخت نزدیک نشوید. و از آن نخورید که اگر چنین کنید از زمرۀ ستمگاران خواهید شد. سپس شیطان آنان را وسوسه کرد تا مخالفت با فرمان الله را در نظرشان بیاراید و لباسهایشان را از تن به درآورد و برهنه و عریانشان سازد و عورات نهان از دیدهی آنان را بدیشان نماید و (بدین منظور) گفت: پرودگار تان شما را از این درخت باز نداشته است مگر بدان خاطر که (اگر از این درخت بخورید) دو فرشته میشوید و یا اینکه (جاودانه میگردید) از زمره جاویدانان (در این سرا) خواهید شد و برای آنها بارها سوگند خورد که من خیرخواه شما هستم.
در آیت فوق الذکر میبینیم که شیطان با الفاظ شدید سوگند میخورد که در دشمنی با آدم علیه السلام از هر راه و وسیله استفاده مینماید و برای مؤمنان در راه مستقیم کمین خواهد گرفت.
و بعد میبینیم که به مقصد فریب دادن آدم -علیه السلام- از سوگندها و تظاهر به نصیحت و خیرخواهی کار میگیرد و دشمنیاش را با آدم -علیه السلام- با چرب زبانی و نرمی به پیش میبرد که اینها همه از جمع وسائل فکری به حساب میروند.
همچنان در طول تاریخ باطل پرستان در برابر انبیاء -علیهم السلام- در کنار ابزار نظامی از وسائل فکری نیز کار گرفتهاند. گاهی علیه انبياء -عليهم السلام- تبلیغات پوچ و میان تهی را سر داده اند و گاهی آنها را (دیوانه) (کم عقل) و (جادوگر) گفته اند و گاهی هم با استفاده از حرفهای گوناگون و وسائل عوام فریبانه مردم را در صف جنگ در برابر انبیاء -علیه السلام- قرار داده اند. و گاهی هم تلاش نمودهاند تا مؤمنان را در مورد (دین) و (پیامبر) شان بی باور سازند. همچنان زمانیکه قریش دیدند که قرآن بر مردم تأثیر مینماید و دعوت برحقش به عمق دلها و اذهان مردم ره میگشاید و در نتیجه قناعت قلبیشان بر رسول الله صلیالله علیه و سلم ایمان میآورند، همان بود که کفار قریش در بیم افتادند که اگر دعوت حق به مردم به همین منوال بدون کدام مزاحمتی برسد ممکن است که همۀ قریش مسلمان شوند. پس همان بود که تصمیم گرفتند تا در مقابل قرآن کریم از یاوه سرای و هذیان گویی کار گیرند و یا اینکه در برابر مجلس قرآن مجالس مشاعره، قصهخوانی و حکایات خرافی پادشاهان پیشین را تدویر نمایند و به مردم: بگویند بیایید قصهها، اشعار و افسانههای ما نسبت به قرآن محمد جالبتر است. چنانچه یکی از مشرکین قريش بنام (مالك بن النضر) همین کار را میکرد، الله متعال میفرماید:
«وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لاَ تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ» (فصلت : ٢٦) ترجمه: کافران [به همدیگر] میگفتند گوش به این قرآن فرا ندهید، در [هنگام تلاوت] آن یاوه سرائی و جار و جنجال کنید تا [مردمان هم قرآن را نشنوند و هم مجال اندیشه در باره مفاهیم آن از ایشان گرفته شود و] شما پیروز گردید.
اینها همه وسائل غیر نظامی بودند که مشرکین آن را جهت جلوگیری از پخش و نشر قرآن به کار میبردند.
اکنون نیز در برابر دعوت و صدای حق ملیاردها صدای باطل با تبلیغات گوناگونش غوغا میآفرینند تا آواز حق به گوش مردم دنیا نرسد، ولی تفاوتش با تلاشهای دیروز در اینست که دیروز آوازهای باطل تنها با قوت دهن بلند میگردید، اما امرز توسط رادیوها، تلویزیونها، ستلایتها، انترنت، مطبوعات و به قوت ادبیات مبتذل بلند میشود و مردم را از شنیدن دعوت حق باز میدارد.