نویسنده: محبوبی
فصل سوم: اسلام و دموکراسی
اسلام و دموکراسی از نگاه اندیشمندان اسلامی
در اندیشهی اندیشمندان، اسلام امری خصوصی و معطوفدر زمینههای معنوی نیست، بلکه دینِ جامع و کاملی است که تمامِ ابعاد زندگی انسان، اعماز مادی و معنوی، فردی و اجتماعی را در برمیگیرد. دین، طرحی برای زندگیِ فردی و اجتماعیِ انسان است که تأمینکنندهی سعادت و بهروزیِ وی است (خسروی، ۱۳۸۵: ۱۲۷).
اندیشمندان اسلامی، خوشبختیِ بشر را تسلیمدر برابر اراده و قانونِ الهی میدانند و بر این باورند که دینِ اسلام دارای طرح و برنامه برای انسان بوده و اجتماع و سیاست نیز نمیتواند از محدودهی شمولیت آن خارج باشد. قوانین و مقرراتِ اسلامی، بهخوبی نیازهای بشریِ انسان را تأمین میکند.
این قوانین برخلاف برخیاز قوانینِ وضعیِ بشری که آمیختهبه منفعتطلبی و سودجویی هست، قوانینی ناب و عادلانه است و از هرگونه شائبهی منفعتطلبی بهدور است.
سید قطب با انتقاد از رژیمهای فراوانی که تاکنون در جهان وجود داشته است، به این باور است که رژیمِ اسلامی، هیچیکاز رژیمهای مذکور یا ترکیبیاز آنها نبوده و از هیچیکاز آنها طلبِ یاری نکرده است. نظامِ اسلامی، نظامی است که بهخود اتکا دارد و دارای طرزفکری مستقل و وسایلِ مخصوصبهخود است؛ بنابراین، لازم است بهصورتِ مستقل عرضه و ارزیابی گردد.
سید قطب، شکلی را برای حکومت میپذیرد و قبول دارد که بر مبانی و آموزههای اسلامی کاملاً منطبق باشد. بر پایهی این باور، سید قطب دموکراسی را انحرافاز جادهی دین قلمداد نموده، برای آن در اسلام جایگاهی قائل نیست (سید قطب، ۱۹۷۵: ۹۳–۹۴).
سید قطب، اصطلاحاتی مانند «سوسیالیسمِ اسلامی» یا «دموکراسیِ اسلامی» را فریبکاریِ رندانه و نوازشدادنهای شهوات تلقی نموده است.
از نگاه وی، بیان این اصطلاحات بهطورِ ضمنی بر این معنی است که اسلام در زندگی و اوضاع و بینشهای مردم فقط تعدیلاتِ مختصری ایجاد نموده یا با نظامها و اوضاعِ ساختهوپرداختهی آنان شباهت دارد.
حالآنکه از نگاه سید قطب، انتقال از جاهلیت به اسلام، یک انتقالِ فراگیر و کاملاً دگرگونکننده است (سید قطب، ۱۳۹۰: ۱۶۶).
مأموریت شکست خورده