نویسنده: امیری
ریشههای تاریخی اسلامهراسی در غرب
برای فهم دقیق اسلامهراسی در رسانههای معاصر، ابتدا باید به گذشته بازگردیم؛ جایی که تصورات و روایتهای نادرست دربارهی اسلام در گفتمانهای غربی شکل گرفتند. در این فصل، ابتدا به بررسی تاریخی این نگاهها پرداخته، و سپس روش تحلیل گفتمان را بهعنوان ابزاری برای مطالعهی بازنمایی اسلام در رسانههای غربی معرفی میکنیم.
ریشهها و عوامل مهم تشدید اسلامهراسی
دوران قرون وسطی و جنگهای صلیبی
اسلامهراسی بهعنوان یک گفتمان فرهنگی و سیاسی، ریشههای دیرینهای در تاریخ اروپا دارد. نخستین مواجهههای جدی غرب با اسلام به دوران جنگهای صلیبی بازمیگردد. در این دوره، مسلمانان بهعنوان «دشمن دینی» و عاملان گسترش بدعت در نظر گرفته میشدند. در ادبیات قرون وسطی، مانند آثار دانته یا سرودهای شوالیهها، مسلمانان اغلب بهعنوان کفار یا وحشی توصیف میشدند. این تصویرسازی با هدف مشروعیتبخشی به خشونت دینی و سیاسی علیه جهان اسلام انجام میشد. در این دوران، مسیحیت اروپایی، اسلام را دشمن عقیدتی و نظامی خود میدید. ادبیات و هنر قرون وسطی اغلب مسلمانان را شرور و بیتمدن نشان میدادند.
شرقشناسی (اورینتالیسم)
شرقشناسی بهمعنای مطالعه و تحقیق در زمینهی تاریخ، زبان، فرهنگ و تمدن کشورهای شرقی است. شرقشناسی یکی دیگر از عوامل مهم در رشد اسلامهراسی بهشمار میرود. زمانیکه فرهنگهای متنوع در اروپا شکل گرفتند، اروپاییان برای آنکه خود را برتر و فرهنگ خود را مدرنتر جلوه دهند، اصطلاح «شرقشناسی» را ایجاد کردند. در اینجا، دانشمندان نقش تعیینکنندهای در ایجاد و شکلگیری برداشتهای منفی غرب از شرق داشتند. این دانشمندان، آثاری را خلق کردند که فرهنگ شرق را با مشخصههایی چون عجیب، حسگرا و بربر معرفی مینمودند.
ادوارد سعید، اصطلاح شرقشناسی را بهعنوان سبک غربی برای تسلط، بازسازی و داشتن اقتدار بر مشرقزمین تعریف میکند. در قرنهای ۱۸ و ۱۹، با گسترش امپریالیسم، شرقشناسی علمی و ادبی بهوجود آمد. دانش شرقشناسی با ساختن تصاویر کلیشهای از شرق، اسلام را به شکلی منفی بازنمایی میکرد. بهطور مثال، مسلمانان را با عنوانهایی چون عقبمانده، غیرعقلانی و مردسالار توصیف مینمودند. این روایتها حتی پس از مدتی در رسانههای مدرن نیز بازتولید شدند.