فهرست بستن

مأموریت شکست خورده

نویسنده: محبوبی
فصل سوم: اسلام و دموکراسی
تأیید یا رد دموکراسی
مسئله‌ی دموکراسی و رابطه‌ی آن با اسلام پس از پیدایش ارزش‌های مدرن، به‌ویژه از نیمه‌ی دوم قرن بیستم مورد توجه‌اندیشمندان مسلمان قرار گرفت. برخی اسلام را با دموکراسی سازگار دیده‌اند و ادله‌ای از قرآن و سنت و… برای آن آورده‌اند و برخی نیز با آن به مخالفت برخاسته‌اند و شواهدی بر ناسازگاری میان اسلام و دموکراسی آورده‌اند. تلاش عده‌ای را نیز می‌توان در تلفیق بین این دو مشاهده کرد که یا در دین و یا در دموکراسی و یا در هر دو ـ دست‌کم در ظاهر ـ روند انعطافی را می‌پویند؛ تا بتوانند با حفظ دین از ارزش‌های دمکراتیک نیز باز نمانند. در ذیل به دیدگاه موافقان و مخالفان دموکراسی پرداخته شده است.
‌أ. دیدگاه موافقان
عده‌ای از اندیشمندان مسلمان، نه‌تنها ادعای سازگاری اسلام با دموکراسی را دارند، بلکه اسلام را یک دموکراسی بزرگ در تاریخ قلمداد می‌کنند و برای اثبات این ادعای خود به دلایلی تمسک می‌جویند که در ذیل به برخی از آن‌ها پرداخته شده است.
اساس استدلال کسانی که دموکراسی را تحسین کرده و تعارضی میان دین و دموکراسی نمی‌یابند این است که اولاً دموکراسی مطلق امکان تحقق خارجی ندارد و تمام دموکراسی‌های موجود فاقد ویژگی‌های دموکراسی مطلق هستند. ثانیاً وقتی که نتوان به دموکراسی مطلق دست یافت می‌توان دموکراسی را به‌گونه‌ای تعریف کرد که از سویی واجد هسته‌ی مرکزی و مشترک تمام انواع دموکراسی‌ها باشد و از طرفی فاقد نقاطی باشد که سبب تعارض میان دین و دموکراسی نوع غربی یا دموکراسی مطلق می‌شود. ثالثاً از دیدگاه اسلام به دموکراسی نه به‌عنوان یک هدف بلکه به‌مثابه‌ی یک شیوه و روش نگریسته می‌شود و از طرفی هرگونه شیوه‌ی مشروع و کارآمدی که برای تحقق حکومت اسلامی بتوان از آن استفاده کرد از نظر اسلام اشکالی ندارد، لذا نتیجه‌ی نهایی این می‌شود که می‌توانیم به‌گونه‌ای دموکراسی را تعریف کنیم که هم کارکرد آن را داشته باشد و هم تعارضی با دین نداشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *