نویسنده: محبوبی
فصل ششم: مأموریت شکستخورده (ناکامی دموکراسی)
شکست دموکراسی در جهان
و. کاهش مشارکت سیاسی
مشارکت سیاسی به مجموعهای از رفتارها، اقدامات و فعالیتهای شهروندان در عرصهٔ سیاسی و اجتماعی گفته میشود؛ مانند:
رأیگیری و انتخابات: حضور در انتخابات و رأیدادن به کاندیداها یا احزاب.
فعالیتهای حزبی: عضویت در احزاب سیاسی و شرکت در فعالیتهای مرتبط با آنها.
مشارکت در جنبشهای اجتماعی: پیوستن به اعتراضات، تظاهرات، و تحرکات اجتماعی بهمنظور ابراز نظرات و خواستهها.
یادگیری و آگاهی: مطالعه و یادگیری دربارهٔ مسائل سیاسی و اجتماعی و شرکت در بحثها و گفتوگوهای مرتبط.
مشارکت در نهادهای محلی: فعالیت در شوراهای محلی، گروههای حمایتی یا نهادهای مدنی.
کاهش مشارکت سیاسی یعنی کاهش سطح و میزان فعالیتها و تعاملات شهروندان در فرایندهای سیاسی، تصمیمسازی و تأثیرگذاری بر امور عمومی است. این کاهش مشارکت میتواند در اشکال مختلفی بروز کند و از زاویههای مختلفی مورد بررسی قرار بگیرد. مشارکت یکی از ستونهای اصلی و اساسی دموکراسی است و نمونهٔ دموکراسی آتنی از آن روی همچنان در اذهان باقی مانده است که یادآور مشارکت آزاد و برابر مردم در میدان عمومی آتن، مشهور به آگورا، بوده است. به باور بسیاری از نظریهپردازان دموکراسی، حیات و زندگی دموکراتیک منوط به چنین مشارکتی است و دموکراسی نمایندگی به حکومت تعدادی نخبگان حرفهای تبدیل شده است که فقط در دوران انتخاباتی مردم را به پای صندوقهای رأی فرامیخوانند و بعد از آن دیگر نیازی به مشارکت مردمی ندارند. تحقیقات تجربی که در خصوص میزان مشارکت در نواحی مختلف جهان صورت گرفته حاکی از این است که مشارکت جای خود را بهنوعی بیتفاوتی سیاسی داده است و زمینههای افول و رکود آن فراهم شده است. رابرت پاتنام در مقالهٔ مفصلی با عنوان «دموکراسی در آمریکا: پایان قرن» مطالعهٔ تجربی فوقالعادهای در خصوص افول مشارکت در همهٔ حوزههای مدنی ارائه نموده است. به باور وی، در آمریکا حیات و درگیری عمومی بهشدت در حال افول است و مردم دیگر علاقهای به درگیری مدنی ندارند. کاهش مشارکت سیاسی در دموکراسیهای رایج یکی از مهمترین عواملی است که زمینههای افول و رکود دموکراسی را فراهم میآورد.
خلاصه اینکه رکود دموکراسی که با آهستگی و پیوستگی شروع شد و بهصورت غیریکنواختی پیشرفت کرد، در عصر حاضر به عقبگرد اساسی و همهجانبهٔ دموکراسی در جهان تبدیل شده است. در حال حاضر دموکراسی در بهترین حالت راکد و در بسیاری از کشورها، از جمله کشورهای پیشرفته به نحو بیسابقهای تضعیف شده و رو به افول است. همزمان با افول آزادی بیان، آزادی تشکیل اجتماعات و تشکلها، امنیت شخصی، احترام به حقوق اصلی دموکراتیک و کنترل قدرت تنزل یافته است. امروزه واژگونی دموکراتیک یک تحول بزرگ سیاسی و ناگهانی نیست، بلکه شکستی آرام و مداوم در هنجارها و ارزشهای اصلی است. دموکراسیها بهآرامی تحت گرایشهای اقتدارگرایانه که در میان نخبگان و مردم اعمال میشود، ضعیفتر میشوند.