نویسنده: نهضت
فصل دوم: انسان در نظام فکری اومانیسم
- اومانیسم و اصول پایدار آن در گذر تاریخ
ج. تأکید بر استقلال فردی
اصل فردگرایی در اومانیسم بر حق ذاتی هر انسان در تعیین مسیر زندگی خود تأکید میورزد. این نگرش و طرز فکر، فرد را به عنوان موجودی خودمختار و صاحب اراده قوی میشناسد که میتواند خارج از چارچوبها، اصول و قوانین تحمیلی نهادهای دینی و مذهبی یا سیاسی، ارزشهای زندگی خویش را تعیین کند. در کنار این آزادی، مسئولیتپذیری فرد در قبال انتخابهایش نیز مورد توجه قرار میگیرد. این اصل، یکی از اصول مهم است که حتی پایههای نظریههای حقوق بشر غربی و نظامهای سیاسی دموکراتیک نیز را شکل داده است.
د. جدایی امور دنیوی از دین
اومانیسم با پیشنهاد تفکیک و جدایی حوزه عمومی از اعتقادات و گزارههای دینی، زمینه را برای شکلگیری جامعهای فراهم میکند که در آن تصمیمگیریهای جمعی بر اساس خرد جمعی و نه آموزههای دینی صورت میپذیرد. این اصل به تدریج به کاهش نفوذ نهادهای دینی در حکومت و سیاست منجر شده و فضایی را ایجاد کرده است که در آن افراد با عقاید مختلف میتوانند در کنار یکدیگر زندگی کنند. البته این فکر و ایده در اومانیسم روشنگری و مدرن بیشتر قابل مشاهده است؛ یعنی سکولاریسم در اشکال افراطی خود در روشنگری و مدرن به رد کامل نقش دین در زندگی فردی و اجتماعی میانجامد.
ه. نفی ماوراء طبیعت
بسیاری از جریانهای اومانیستی، به ویژه در دوره مدرن، هرگونه وجود فراطبیعی یا حیات پس از مرگ را رد میکنند. در این دیدگاه، جهان مادی تنها واقعیت موجود تلقی میشود و تمام پدیدهها باید در چارچوب قوانین طبیعی توضیح داده شوند. این نگرش، انسان را موجودی کاملاً زمینی میداند که نباید انتظار معنا یا هدفی فراتر از آنچه خود میآفریند داشته باشد. طبیعتگرایی اومانیستی، مبنای بسیاری از نظریههای علمی و فلسفی معاصر را تشکیل داده است.